بر باغ ما ببار
بر باغ ما که خندهی خاکستر است
و خون
باغ درخت مردان
این باغ باژگون.
ما در میان زخم و شب و شعله زیستیم
در تور تشنگی و تباهی
با نظم واژههای پریشان گریستیم.
عصر دروغهای مقدس
عصری که مرغ صاعقه را نیز
میخواهند
در قاب و در قفس.
بر باغ ما ببار!
بر داغ ما ببار!
«شفیعی کدکنى»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing