عَوَض و گلایه

بعد از هزار سالِ تمام
هر کجا که باشی
من
تعفنِ تو را
از گور بدر می‌آورم!

تو
گور به گورِ ایامِ آل!
پس خواهی داد… تو
حتی ترانه‌های ناتمامی
که از این و آنِ خسته ربوده‌ای.

تو دزدِ هزار حلقوم،
تو… واصل‌الدَرَک
فی‌الدنیا و الاخرت!

تو پس خواهی داد،
نه دمپایی‌های تا‌به‌تات،
نه زیر پیراهنِ رکابیِ پاره‌ات،
و نه خودکار و امضایی
که ناتمام!

پس،
پس خواهی داد،
نه آن همه واژهٔ وراج وُ
نه آن همه زهر مار
که گاهی
مَزهٔ مردمانِ مَشَنگ.

تو پس خواهی داد، مجبوری!
مهیا باش
مرگ
معمولاً زیرِ سایهٔ امثالِ شما
نشسته است.

شما به تبسمِ مجروحِ من
اعتماد نکنید.
من خودم هم
زیرِ سایهٔ سنگینِ شما نشسته‌ام.

سید علی صالحی

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment