🔻 در آیه ۱۷۸ آل عمران میفرماید: «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِين» «و كسانی كه كافر شدند، گمان نكنند مهلتی كه به آنان میدهیم به سودشان خواهد بود، جز این نیست كه مهلتشان میدهیم تا بر گناه خود بیفزایند، و برای آنان عذابی خوار كننده است». اگر مهلت بهشان دادیم، اینطور نیست که این برایشان خوب باشد، «انما نملی لهم لیزدادوا اثما»، یعنی همان محض شدن در کفر. بعد دنبالش در آیه ۱۷۹ میفرماید «ما کان الله لیضع المومنین علی ما انتم علیه»، مومنین را رها نمیکند همینطوری که هستند بگویند ایمان آوردیم، تمام، راحت بشوند. «حتی یمیز الخبیث من الطیب»، تا باید تمام آن مراتب خباثتی که در وجود این ها ممکن است باشد که «و ما مومن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون»، همه آن شرک ها و خبث ها باید از وجود این ها کنده بشود.
🔻 اینگونه نیست که خدای سبحان یک جامعه ایمانی که تشکیل شد رهایشان بکند. بحث انقلاب اسلامی از مصادیق این جامعه ایمانی میشود. خداوند متعال آنقدر این جامعه ایمانی را بالا و پایین میکند، آنقدر زیر و رو میکند تا نقاط شرک و نفاق و کفر از وجود این جامعه خالی بشود، و ایمان محض بشود. این وعده الهی است که باید به سمت ایمان محض حرکت بشود. پس اینطور نیست صرف ادعای ایمان و بودن بر یک مرتبه ای از ایمان، خدا بگوید خب الحمدلله، یک جامعه ایمانی شکل گرفت رها بکند، میگوید نه، این جامعه توحیدی هم باید به مرتبه محض ایمان برسد و «سنت محوضت» باید جریان داشته باشد. اگر میخواهد به مرتبه محوضت برسد، حتما باید به ابتلائات و تکانه هایی دچار شوند. تکانه ها برای اینکه ریزش ها و غربال ها صورت بگیرد در جامعه ایمانی، باید خیلی سنگین باشد. چون بعضی از مهره ها آنقدر خلط بین ایمان و کفر کردند و به مومنین چسبیدند و نفاق شدید دارند که آشکار نمیشود مگر با تکانهای شدید؛ طوری که حتی ممکن است خودشان هم ندانندتعلق به چه نفاق بدی در خود دارند. پس باید تعلقات آلوده اینها با یک تکانه های شدید جدا بشود.
🔻 بیان سنت محوضت در آیات ۱۴۰ و ۱۴۱ آل عمران در فضای شکست در جنگ احد نازل شده است. فضای جنگ احد یک دفعه یک تنش در جامعه اسلامی ایجاد کرد. جامعه ایمانی آن موقع، سال سوم هجرت است، سال قبلش در سال دوم هجرت جنگ بدر بوده است که یک پیروزی غیر قابل انتظار بود و برای مومنین این نگاه را ایجاد کرده که پس دیگر هرجا این ها قدم بگذارند غالبند، آنجا که این ها تعداد کمی بودند، سیصدتا بودند، آن ها هزارتا بودند، این ها غلبه کردند، با همه ساز و برگی که آن ها داشتند و این ها هیچی نداشتند، حالا که تعدادشان بیشتر شده، پس دیگر این ها هر جا بروند حتما غلبه میکنند. نگاه بر این بود. لذا یک شکست عظیم برای لشگر اسلام به ظاهر پیش آمد، یک دفعه خیلی فرو ریختند. پچ پچ ها خیلی زیاد شد. انواع شایعات از طرف منافقین، حتی عبدالله بن اُبَیّ که رئیس منافقین بود، این ها برگشتند در جنگ احد، بعد از اینکه جنگ مغلوبه شد، این ها تازه شروع کردند شایعه پراکنی که ما کار درستی کردیم، شروع کردند بنیان های اهل ایمان را به چالش کشیدن و ایجاد چالش هم شد. برای خیلی ها شبهه ایجاد شد.