🔻 در روایت دیگری مفضل از امام صادق (علیه السلام) نقل میکند که حضرت فرمودند: « أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعِبَادُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ أَرْضَى مَا يَكُونُ عَنْهُمْ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّةَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَمْ يَظْهَرْ لَهُمْ وَ لَمْ يَعْلَمُوا مَكَانَهُ وَ هُمْ فِي ذَلِكَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ لَمْ تَبْطُلْ حُجَّةُ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَ لَا مِيثَاقُهُ فَعِنْدَهَا فَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَبَاحاً وَ مَسَاء ... » بندگان خدا نزدیک ترین وقتی که به خدا نزدیک میشوند و بهترین جایی که خدا از این ها راضی میشود، آن زمانی است که از امامشان دور شده اند ولی میدانند حجت الهی و میثاق ولایتش باطل نشده است، اگر کسی در آن دوره فقد و غیبت امام به اینجا رسید پس آنگاه هر صبح و شام منتظر باشد که امکان فرج هست. در ادامه میفرماید: « فَإِنَّ أَشَدَّ مَا يَكُونُ غَضَبُ اللَّهِ عَلَى أَعْدَائِهِ إِذَا افْتَقَدُوا حُجَّتَهُ وَ لَمْ يَظْهَرْ لَهُم ... »، یعنی شدت غضب الهی هم مانند شدت رضایت او در همین دوره است . برای مومنین، اقرب و ارضی، و برای کفار شدت غضب میشود. دو وجه غیبت را در این روایت بیان میکند. فقدان حجت برای مومنِ ثابت قدم عامل قرب و رضایت الهی است، و برای کافر معاند که به دشمنی تامّش میرسد شدت غضب الهی میشود. و در ادامه میفرماید: «وَ قَدْ عَلِمَ (الله) أَنَّ أَوْلِيَاءَهُ لَا يَرْتَابُونَ وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ يَرْتَابُونَ مَا غَيَّبَ حُجَّتَهُ عَنْهُمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ لَا يَكُونُ ذَلِكَ إِلَّا عَلَى رَأْسِ شِرَارِ النَّاس»، و خداوند میداند که اولیائش در این دوره غیبت به شک نمی افتند، خدا اگر میدانست این ها بواسطه غیبت به شک می افتند، حجت را غایب نمیکرد . پس شک از ناحیه غیبت ایجاد نخواهد شد. هیچ شکی از جانب غیبت ایجاد نخواهد شد. هر شکی که برای کسانی که در دوران غیبت هستند ایجاد میشود از خودشان است نه از غیبت. و این غیبت در دوران بدترین مردم از جهت شقاوت ها محقق میشود.

🔻 در روایت دیگر یونس بن عبدالرحمن از امام کاظم (علیه السلام) نقل میکند که حضرت فرمودند: « طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِينَ عَلَى مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ قَدْ رَضُوا بِنَا أَئِمَّةً وَ رَضِينَا بِهِمْ شِيعَةً فَطُوبَى لَهُمْ ثُمَّ طُوبَى لَهُمْ وَ هُمْ وَ اللَّهِ مَعَنَا فِي دَرَجَاتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ » ، خوشا بر احوال آن شيعيان ما كه در غيبت قائم ما به حبل ما متمسّك هستند و بر دوستى ما و بيزارى از دشمنان ما ثابت قدم هستند، آنها از ما و ما از آنهائيم، آن ها راضی شدند به اینکه ما امامشان باشیم، ما هم راضی شدیم این ها شیعیان ما باشند، پس خوشا بر احوال آنها و خوشا بر احوال آنها بخدا سوگند آنان در روز قيامت همراه ما در درجه ما هستند.

🔻«طوبی» یعنی همان شجره ولایت برای کسانی است که به حبل ولایت متمسک هستند یعنی حب و بغضهای سابق را تثبیت کردند. آنجا در روایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود این شیعیان «معی فی درجتی» و اینجا امام موسی (علیه السلام) میفرمایند «اولئک منّا و نحن منهم». ما در دوره غیبت غائبیم، این ها ظاهرِ ما میشوند، لذا «نحن منهم» در ظهور. آنچه از ماست این ها ظاهر میکنند. یعنی این ها ما را میشناسانند، این ها معرف ما میشوند. ظرف وجودی شیعه‌ای که آنقدر طهارت پیدا بکند که امام را او بشناساند به مردم، بسیار عظیم است .فکر نکنید من را میگوید، آن شیعه ای را میگوید که «ثابتین علی امر الله» در شدائد و زلزله هاست . عَلَم میشود برای شناساندن امام. کمالات امام با شعاع وجودیش در آن شیعه شناخته میشود.

🔸 @ostadabedini

Comments

Be the first to add a comment