نگاهی به مفهوم عشق در اشعار نزار قبانی(۱):رولان بارت منتقد ونظریه پرداز ادبی فرانسوی میگوید:" شعر بیان کتمان است." این سخن میتواند بدان معنا باشد که شاعر و به طور کلی هنرمند نمی خواهد چیزی را بازگو کند بلکه می خواهد آن را پنهان سازد. یکی از اموری که شاعران به ویژه شعرای زن به علل عوامل فردی و اجتماعی در گذشته ها نمی خواستند صریح ندای درونی خود را آشکار نمایند ،این ندای درونی عشق بوده است. که خود مایه ی آفرینش آثار ادبی و ماندگاری شده است.این زیباترین عاطفه ی بشری انسان را به سوی رهایی و آسمان نیلگون و لایتناهی خیال فرا می خواند.
عشق جوششی است در جهان خموده ی انسان امروز و بهانه ای است برای بودن."همه باید بمیرند و تنها چیزی که مرگ را فنا نمی داند عشق است. ثروت خستگی آور است و عقل و حکمت نور ضعیف سردی است اما عشق است که با دلداری خارج از حد بیان دل ها را گرم می کند.این گرمی در عاشقی بیشتر از معشوقی است."(زریاب خویی)
مفهوم عشق در ادبیات جاهلیت عرب،عشق به قبیله،شراب،جنگ،زن و ...بوده است.وجود مرد عرب بسته به وجود زنش بود و بسیاری از تعابیر عاشقانه در دوری او به کار رفته است. البته گاهی مرد عرب با کنیزان نیز ازدواج می کرد و آنها زمانی،نقش مهمی به خصوص در قبیله و حتی پس از اسلام در خلفای بنی امیه و بنی عباس داشتند و گاهی فرزندانشان نیز به خلافت می رسیدند.افراد قبائل عرب قبل از اسلام در مورد دخترانشان حساسیت داشتند و گاهی آنها را زنده به گور می کردند که پس از ظهور دین مبین اسلام و دستور صریح پیامبر اکرم( ص)این سنت ناپسند زنده به گور کردن دختران از بین رفت.
در اسطوره های سامی،سومری ها،آشوری ها و همچنین در تلمود از نخستین عشق زمینی سخن رفته است." لیلیت"نخستین زنی است که از خاک برای آدم خلق شده است اما لیلیت اطاعت کورکورانه در مقابل آدم را نپذیرفت و از بهشت رانده شد و نافرمانی نمود و گریخت و نخواست که برگردد.به همین علت با خواری به زمین برهوت تبعید شد و سپس خداوند از دنده ی آدم، حوا را آفرید.
البته در اشعار عربی،اشعاری پیدا می شود که زنان را به صفات اخلاقی مانند: پاکی،عفت، شجاعت،عزت و ... دعوت می کند که در اثر تعالیم اسلامی بوده است.
در شعر معاصر عرب علاوه برتوجه ی شاعران به مسائل اجتماعی و سیاسی به ویژه موضوع فلسطین،عشق نیز یکی موضوعات مورد علاقه ی آنها بوده است که نمونه های آن را می توان در شعرهای سعاد الصباح،غاده السمان ،نزار قبانی و ... مشاهده کرد.
نزار قبانی(۱۹۲۳-۱۹۹۸)بزرگترین عاشقانه سرا و پر مخاطب ترین شاعر معاصر عرب است که عشق و زن دو مضمون اصلی شعرش هستند.
این شاعر سوری در بازگو کردن عشق بی باک است و چنان چه محبوب را وصف می کند بیشتر به جنبه ی ظاهریش توجه دارد تا روحی:
من از ابتدای خلقت
در جویای سرزمینی برای پیشانی ام بودم
در یافتن گیسوانی زنی
در جست و جوی لبان زنی
به دلیل کاربرد زیاد واژه ی "زن" در شعرش،نزار قبانی را می توان شاعر زن خواند:
از آسمان زن می بارد
و دیگری دسته ی چک را بیرون می آورد
تا خریدار آن انار سینه ی طلایی شود
که از آسمان فرو می ریزد
اما از دهه ی هفتاد میلادی نزار از توصیف زن دست برداشت و از حق زندگی و آزادی او دفاع کرد( موسی اسوار):
بنشین اندکی با من
تا بر سر راهی از عشق باهم تفاهم کنیم
که نه تو در آن خادم من باشی
و نه من مستعمره ای کوچک کسی باشم
گاهی مفهوم عشق در شعر نزار به صورت موضوعات اجتماعی و سیاسی دیده می شود:
هنگامی که تو را دوست دارم
تمام سرزمین های عربی به پا می خیزند
علیه عصرهای سرکوب و اختناق
برضد دوران خون خواهی
او معتقد است که عشق بی اجازه ،ناخوآگاه و ناگهانی وارد زندگی انسان می شود:
هذا الحب الاتی من غیر استذان
ترجمه:این عشق است که بدون اجازه می آید
و یا:
انا لم اعشقک حتی الان لکن
سوف تاتی ساعه الحب التی لاریب فیها
ترجمه:تا این لحظه عاشقت نشدم اما
زمان و لحظه ی عشق می آید که هیچ گونه تردیدی در آن نیست
نزار ویژگی زندگی بخش عشق را به طور کامل درک کرده است.او تاریخ تولدش را هنگامی می داند که برای نخستین بار عشق شده است:
همیشه از روز ولادتم سوال می کنی
پس بنویس چیزی را که نمی دانی
تاریخ عشق به تو،تاریخ تولدم است
زندگی هنگامی در جریان است که انسان به آن عشق می ورزد.کوه ها با عشق قامت راست می شوند و دریاها به شور عشق می جوشند و نوزادان با نیروی ماندگار عشق،متولد می شوند و خلاصه این که عشق سرچشمه ی زندگی و دگرگونی است:
هر زمان تو را دوست دارم
کوه ها و و دره ها شکل می گیرد و تولد کودکان زیاد می شود
عشق همه چیز و همه کس شاعر می گردد و دنیا در نظرس در عشق خلاصه شده است:
العالم عشق... فاتحدوا
یا اهل العشق
دنیا به تمامی عشق است.پس متحد شوید
ای عاشقان
نزار همه چیز را فانی می داند جز عشق که همیشه زنده و زندگی بخش باقی می ماند:
@nezar_asheghanehaادامه دارد ۲
👇👇👇👇