✳️ آن‌چه به‌نظر مهارت می‌رسد، شاید فقط خوش شانسی باشد.

✅ در میانه دهه ۷۰ میلادی، مردی در اسپانیا به‌دنبال بلیت بخت‌آزمایی‌ای بود که دو رقم آخرش ۴۸ باشد. چرا؟ چون برای هفت شب پیاپی خواب عدد ۷ را دیده بود، و در ذهنش به این نتیجه رسیده بود که هفت ضربدر هفت می‌شود چهل‌وهشت!
او آن بلیت را خرید… و برنده شد.

■ این داستان، اگرچه لبخند به لب می‌آورد، اما واقعیتی تلخ و پیچیده را آشکار می‌کند و آن اینکه، می‌توان اشتباه کرد و با این حال، در کوتاه‌مدت برنده بود.

■ در بسیاری از موقعیت‌ها، نمی‌توانیم تفاوت میان شانس و مهارت را تشخیص دهیم. موفقیت می‌آید، و ما با غرور می‌گوییم: «دیدی؟ برنامه‌ام جواب داد!» اما شاید آنچه واقعاً رخ داده، صرفاً خوش‌شانسی‌ای بوده در لباس منطق.

■ مایکل موباسین در کتاب ارزشمند «معادله موفقیت» به ما کمک می‌کند بفهمیم چه بخشی از موفقیت‌ها و شکست‌ها، حاصل مهارت است و چه بخشی نتیجه شانس. او هشدار می‌دهد که مغز ما، مخصوصاً نیمکره چپ، چیزی دارد که «استیون پینکر» آن را «ماشین تولید چرندیات» نامیده! یعنی:
«ذهن ما استاد ساختن روایت‌هایی است که حتی از دل بی‌منطقی کامل هم داستانی منطقی بیرون می‌کشد.»
به همین دلیل است که وقتی یک نتیجه را می‌بینیم، به‌سرعت علتی برای آن می‌تراشیم. اما این روند، به‌ویژه در رهبری سازمانی، می‌تواند بسیار گمراه‌کننده باشد.

■ موباسین پیشنهاد می‌کند فعالیت‌ها را روی یک طیف «شانس ـ مهارت» قرار دهیم. برخی فعالیت‌ها (مثل شطرنج یا جراحی) تقریبا تماماً مهارت‌محورند، در حالی که برخی دیگر (مثل بخت‌آزمایی یا سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت در بازارهای پر نوسان) بیشتر به شانس وابسته‌اند.

اما در بسیاری از تصمیمات مدیریتی، این دو درهم‌تنیده‌اند. و اینجاست که بینش عمیق رهبر، نقش تعیین‌کننده پیدا می‌کند.

■ رهبران باید بدانند چه زمانی بازی را ساده یا پیچیده کنند
در موقعیت‌های رقابتی، وقتی شما رهبر تیم قوی‌تر هستید، باید بازی را ساده کنید تا از مزیت مهارت بهره‌برداری کنید. اما اگر در جایگاه چالش‌گر یا شرکت نوپا هستید، باید شانس را وارد بازی کنید؛ یعنی پیچیدگی را افزایش دهید و نقاط رقابت جدید بسازید؛ جایی که رقیب بزرگ هنوز در آنها تسلطی ندارد.

■ سوال: چگونه مهارت را بسازیم و شانس را مدیریت کنیم؟
موباسین در پاسخ به این سوال، دو مسیر پیشنهاد می‌دهد:
● اگر فعالیت‌تان بیشتر به مهارت وابسته است: تمرین آگاهانه، نظام مند و پیوسته تنها راه بهبود است.
●اگر شانس نقش مهم‌تری دارد: داشتن یک فرایند خوب، منسجم و انعطاف‌پذیر بهترین تضمین برای موفقیت بلندمدت است.

■ در هر حالت، بازخورد کلید پیشرفت است. بازخورد دقیق، صریح و مستمر، به ما کمک می‌کند از توهم مهارت فاصله بگیریم و واقعیت عملکردمان را بشناسیم.

■ در پایان؛ این پارادوکس شگفت‌انگیز را به خاطر بسپارید که هرچه مهارت‌ها بالاتر می‌روند، نقش شانس پررنگ‌تر می‌شود.
چرا؟ چون وقتی همه قوی‌اند، تفاوت‌ها بسیار جزئی‌اند. و در این سطح از رقابت، حتی یک بخت‌آزمایی ذهنی مثل «۷×۷=۴۸» هم می‌تواند نتیجه را رقم بزند!

Comments

Be the first to add a comment