اقتصاد ایران فروپاشیده است؟
فُن مانشتاین، از فرماندهان آلمان نازی، سخنی جالب دارد که تا وقتی خودت را بازنده ندانی، جنگ را نباختهای! تاکید او بر این بود که کمتر بتوان معیاری عینی و مشخص داشت که با قطعیت بتوان تعیین کرد ارتشی در جنگ شکست خورده یا در آن پیروز شده است، اصل مطلب این است که توان ذهنی و اراده رویارویی با دشمن همچنان پابرجاست یا از بین رفته است. شکست وقتی رخ میدهد که آن را بپذیری و بر زبان آوری. به بیانی دیگر شکست چیزی جز همان اعلام شکست نیست.
در فروپاشی اقتصادی نیز اوضاع مشابه است، اجازه دهید توضیح بیشتری بدهم. خیلیها وقتی از فروپاشی اقتصادی صحبت میکنند کم و بیش منظورشان نزدیک به این تصویر است که حال اقتصاد (تولید و مصرف) وخیم است، رکود طولانی شده است و چرخ کسبوکارها به سختی میچرخد و ورشکستگی بیداد میکند. دولت از پس پرداخت بدهیهایش برنمیآید و مالیاتگیری مختل شده است، ارتش بیکاران در اجتماع رژه میروند، تورم بیداد میکند، بانکها و سیستم پولی در شرف افتادناند، پول ملی برای مبادله مورد استفاده قرار نمیگیرد و مردم رو به مبادلههای پایاپای آوردهاند. نمونههایی مانند رکود بزرگ دهه 1930 در آمریکا، جمهوری وایمار بعد از نخستین جنگ جهانی و ونزوئلا پساچاوزی را هم نام میبرند.
دلیل فروپاشی میتواند ابرتورم، جنگ داخلی، انقلاب، قحطی، تحریم و مانند آن باشد، اما نشانه فروپاشی شورش و اعتراض و کشیدن کار به کف خیابان است، اقتدار دولت از میان میرود، قانون و نظم اجتماعی بیمعنا میشود و شاید به
وضعیت طبیعی (جنگ همه علیه همه) نزدیک شود. اما معنای دقیق فروپاشی اقتصادی و شرایط مشخص و عینی بروز آن به هیچ رو روشن نیست.
در واقع باید به خاطر داشت تا وقتی کار به شکل گسترده به کف خیابانها نکشد و جدالها در دالانهای قدرت آنقدر بالا نگیرد که دولت یک کشور نوعی اعلام و اعتراف رسمی داشته باشد، به دشواری بتوان اقتصاد آن کشور را فروپاشیده نامید. برای مثال در قحطی کره شمالی که در دهه 1990 بعد از فروپاشی شوروی و قطع حمایتهای آن رخ داد، حسب گزارشهای موجود وضعیت مردم بسیار وخیم بود، ولی از آنجا که شورش و آشوب گستردهای را شاهد نبودیم و البته صدایی هم از آن دولت جبار درنیامد، کمتر کره شمالی را به عنوان نمونه بارز فروپاشی اقتصادی به حساب میآورند.
در این یادداشت جریده وزین تجارت فردا به فروپاشی اقتصادی پرداخته ام، گفته ام فروپاشی اقتصادی بیشتر اتفاقی سیاسی است تا اقتصادی، با الهام از ریچارد نفیو، نویسنده معروف کتاب
هنر تحریم ها، می توان گفت قضیه بیشتر به استقامت و عزم (determination) اهالی سیاست بستگی دارد تا وضعیت مصیبت بار خود اقتصاد، اما اقتصاد مملکت آریایی اسلامی هرچند فروپاشیده نباشد، فاصله اش با وضع نرمال آنقدر هست که خیلی از ما را نگران کند، والله اعلم.
http://bit.ly/38wq3XMکانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel