بیانیه انجمن های تجسمی درمورد برنامه وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
به نام خدا جناب آقای سیّدابراهیم رئیسی رئیس محترم جمهور
سلام، بررسی برنامه وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی در بررسی برنامهی وزیر پیشنهادی دولت سیزدهم که برای پیشبرد اهداف و تحقق سند چشمانداز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه «فرهنگ و هنرهای تجسمی» منتشر گردیده است با رویکرد، خوانش و قرائتی از فرهنگ و هنر مواجهیم که از نظر اصحاب فرهنگ و هنر با چالشهایی جدی روبهرو است. نخست آن که انتظارات جامعهی هنری ایران پس از چهل سال، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دولت آینده که در آستانهی سدهی چهاردهم خورشیدی قبول مسئولیت کرده بیش از پیش افزایش یافته و متاسفانه این برنامه فاقد ویژگیهای اساسی، ضروری و مورد نظر در حوزهی هنرهای تجسمی است. نویسنده یا نویسندگان این برنامه در دو بخش پیوسته به هم به موضوع هنرهای تجسمی پرداختهاند: ۱- در ۴ بند نخست بخشِ بررسی وضعیت موجود، سخن را با حمله، هجوم، اهانت و افترا به جامعه تجسمی کشور آغاز کردهاند. انجمنهای هنرهای تجسمی و دیگر تشکلهای ذیربط در این مورد حق شکایت از نویسندهی مسئول یا نویسندگان را برای خود محفوظ میدانند و در صورت درخواست، نویسندگان این متن باید با خروج از سایه، در عرصهی ملّی و دادگاه صالحه ظاهر شده و پاسخگوی این رفتار توهینآمیزِ خود نسبت به هنرمندان تجسمی کشور باشند. شوربختانه رویکرد غیرکارشناسانهی مشهود در این بخش موجب آن شده است تا شرح وظایف اداره اماکن، نیروی انتظامی و پلیس را از روی ناآگاهی به وزارت ارشاد محول کنند و بر این باور هستند که از این پس این وزارتخانه میتواند به مباحث انتظامی، امنیتی و قضایی به صورت مستقل ورود کند و هنرمندان در درون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحت نظارت امنیتی و پیگرد قضایی قرار خواهند گرفت. ۲- در بخش وضعیت موجود و در بند پنجم آن و نیز در اکثر مواد مندرج در بخش برنامه، به جای پرداختن به مسائل، موضوعات، مباحث و دغدغه های موجود در حوزهی هنرهای تجسمی، به نادرستی به موضوع طراحی صنعتی و صنایع دستی پرداخته شده و به ارتباط میان صنعت و طراحی صنعتی با تاکید اشاره شده و این رویکرد بیانگر این است که یا اطلاعات و دادههای نویسندگان به روز نبوده و یا بخشهایی از یک برنامهی ناقص و ناکارآمد را که برای مراکز یا نهادهایی مانند وزارت میراث تهیه شده مورد استفاده قرار دادهاند. ارائه کلیات این طرح، بیانگر بیگانگی و عدم شناخت لازم و کافی کارشناسان یا نویسندگان این برنامه از مقولهی هنر و بهویژه هنرهای تجسمی در ایران و جهان است و نیز بیانگر عدم آگاهی این کارشناسان از وضعیت هنرمندان تجسمی و گسترهی فعالیت آنان در کشور و شان و جایگاه انجمنهای هنرهای تجسمی ونیز نسبت آن با شرح وظایف و محدودهی اختیارات اداره کل هنرهای تجسمی ارشاد در عرصهی اجرایی است. دعوت و پذیرش مسئولیت و عهدهدار شدن سمت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیازمند آن است تا وزیر پیشنهادی دارای مراتب علمی و هنری در مباحث نظری و عملی بوده و نیز مستلزم پیشینهی کسب دانش و تجربهی حرفهای در مراکز علمی و هنری است تا افزون بر مهارتهای مدیریتی و همسویی با آن بتواند از منظر تخصصی با اصحاب فرهنگ و هنر معاصر ایران، منطقه و جهان به اندیشهورزی، گفتگو و تعامل موثر بپردازد. پدیدآورندگان این طرح و مجریان آیندهی این برنامه: با رویکرد و نگاهی تمامیتخواه و آمرانه، هنرمندان و فعالیت های هنری کشور را در چهار دهه گذشته مورد هجومی بی سابقه قرار دادهاند و ضروری است تا برای آگاهی هنرمندان و جامعه تجسمی کشور مشخص و معلوم شود که در آینده چه کسانی و با چه اهدافی و با چه دانش مدیریتی، مهارت حرفهای و سرمایهی فرهنگی سکاندار این حوزه در تعاملات ملی و بینالمللی خواهند بود. این نویسندگان از کم بضاعت ترین افرادی هستند که در دهههای اخیر قصد آن داشتهاند تا سیطره نافرجام خود را در عرصه هنری کشور توسعه دهند و هرگز نیّت، عزم و توانایی گفتگو با «هنرمندان تجسمی کشور» را نخواهد داشت زیرا اگر جز این بود با دعوت از کارشناسان خبرهی تشکلها و انجمنهای «هنرمندنهاد» تجسمی برای تدوین برنامه و بازنگری در اهداف و شیوههای اجرایی آن بهره میبردند. اکنون و در این شرایط ویژه و در ارائه این برنامه و در مسئلهیابی و ارائه راهکار مناسب به بیراهه رفتهاند و با به کار بردن نابجای واژهی راهبرد، راه به جایی نخواهد برد.