✳️ ... آدمهایی که «کوچکترین آنتروپی» را به «بحران» تبدیل میکنند، معمولاً یک ویژگی مشترک دارند: تحمل پایینِ ابهام. یعنی وقتی با یک ناهماهنگی کوچک، یک تغییر جزئی، یا یک عدم قطعیت روبهرو میشوند، ذهنشان فوراً آن را به یک تهدید بزرگ تبدیل میکند. اما اینکه "ما" با این افراد چه کنیم، یک سؤال مدیریتی و انسانی مهم است. اجازه بده یک پاسخ چندلایه و کاربردی بدهم؛ هم از زاویهی رهبری، هم روانشناسی سازمانی، هم تجربهی عملی. ۱. اول باید بفهمیم «چرا» این اتفاق میافتد افرادی که آنتروپی کوچک را بحران میبینند معمولاً یکی از این الگوها را دارند: ●اضطراب پنهان: ذهنشان برای بقا طراحی شده، نه برای تحلیل. ●تجربههای بد گذشته: یک خطای کوچک قبلاً برایشان هزینهساز شده. ●عدم اعتماد به سیستم: فکر میکنند اگر خودشان بزرگنمایی نکنند، کسی اهمیت نمیدهد. ●نیاز به کنترل: هر تغییری را تهدید به از دست دادن کنترل میبینند. ●فقدان مهارت تحلیل مسئله: نمیتوانند بین «مسئله» و «بحران» تمایز بگذارند. وقتی ریشه را بشناسیم، برخورد ما دقیقتر میشود. ۲. چه کار کنیم که بحرانسازی کاهش پیدا کند؟ الف) چارچوب بده، نه آرامشِ کلامی به جای اینکه بگوییم «نگران نباش»، بهتر است بگوییم: «بیایید مسئله را در سه سطح بررسی کنیم: نشانه، مشکل، بحران.» این ساختار ذهن فرد را از واکنش احساسی به تحلیل منطقی منتقل میکند. ب) از آنها بخواهید «داده» بیاورند، نه «احساس» مثلاً: «چه شواهدی داریم که این موضوع در حال تبدیل شدن به بحران است؟» ۹۰٪ مواقع، فرد متوجه میشود شواهد کافی ندارد. ج) نقش و مسئولیت را شفاف کنید افرادی که مرز نقششان مبهم است، بیشتر بحرانسازی میکنند.وقتی بدانند چه چیزی در حوزهی مسئولیتشان هست و چه چیزی نیست، شدت واکنششان کم میشود. د) از تکنیک «کوچکسازی مسئله» استفاده کنید بپرسید: «اگر این موضوع را در مقیاس ۱ تا ۱۰ بگذاریم، واقعاً چند است؟» «اگر همین مشکل برای تیم دیگر رخ دهد، چه میکنند؟» این تکنیک ذهن را از حالت «فاجعهسازی» خارج میکند. ه) رفتار بحرانسازی را پاداش ندهید اگر هر بار که کسی بحران میسازد، توجه ویژه بگیرد، این رفتار تقویت میشود. به جای آن، رفتار تحلیلمحور را تقویت کنید. و) به او ابزار بدهید، نه تذکر مثلاً: - چکلیست تحلیل مسئله - ماتریس شدت/احتمال - روش ۵ چرا - مدل A3 وقتی ابزار داشته باشد، کمتر به سمت هیجان میرود. ۳. اگر فرد «مزمن» باشد، چه کنیم؟ برای افراد مزمن، سه مسیر وجود دارد: ۱. آموزش مهارتهای شناختی (Cognitive Skills) مثل تفکر تحلیلی، مدیریت ابهام، تحمل فشار. ۲. بازخورد مستقیم اما محترمانه مثلاً: «وقتی هر موضوعی را بحران میبینی، تیم انرژی زیادی از دست میدهد. بیایید با هم یک روش مشترک برای تحلیل مسائل پیدا کنیم.» ۳. محدود کردن نقش او در نقاط حساس اگر فرد در موقعیتهایی قرار دارد که کوچکترین واکنش او تیم را به هم میریزد، باید نقش او بازطراحی شود. ۴. یک نکتهی مهم: این افراد دشمن نیستند خیلی وقتها این افراد دلسوزترین اعضای تیماند. فقط «سیستم عصبیشان» سریعتر از «سیستم تحلیلیشان» فعال میشود. اگر درست هدایت شوند، میتوانند تبدیل شوند به: - بهترین هشداردهندههای اولیه - دقیقترین افراد در spotting مشکلات - مراقبترین اعضای تیم ✍باشگاه کارفرمایان،مدیران وکارشناسان