🔴ده دوازده سال پیش یکی از دوستام دنبال سوژه بود که یه فیلم مستند تمرینی بسازه.
سرایدار شرکتشون یه پیرمرد کر و لال خیلی دوست‌داشتنی بود. دوست ما تصمیم گرفت از زندگی این پیرمرد یه مستند بسازه و نحوه‌ی ارتباط و زندگیش رو به تصویر بکشه.

🔹با خانواده پیرمرد هماهنگ کرد و ما یه جلسه رفتیم خونه‌اشون که شرایط رو بررسی کنیم و مسیر فیلم رو پیدا کنیم.
تصورمون این بود که یک پیرمرد کر و لال با شغل سرایداری احتمالا زندگی سختی هم داره.

🔹رسیدیم به آدرس خونه‌اش و با شک و تردید وارد منزلش شدیم؛ یک خونه‌ی ویلایی.توی شهرک المپیک تهران. وارد که شدیم خونواده پرجمعیتش یه سفره‌ی نهار بزرگ با سه مدل غذا برامون تهیه دیده بودن. همه چیز زندگیش اینقدر عالی بود که سوال اصلی برای ما فقط این بود که خب ما باید دلیل موفقیتش رو بپرسیم تا بتونیم توی فیلم نشون بدیم. ولی رومون نمیشد، پیش خودمون میگفتیم شاید ارث و میراثی رسیده یا همسرش پولدار بوده و خب پرسیدن این سوالها یکم سخت بود. تا اینکه خودشون شروع کردن گفتن، که این آقا زمان طاغوت! بعنوان سرایدار چندتا مجموعه ورزشی استخدام شده بوده و این خونه رو اون زمان با تسهیلات مخصوص کارکنان تربیت‌بدنی خریده. همین.

#توئیت_خوان

@PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment