جنازهٔ ماه را بدرقه کردیم
تا گورستان خاطره
اما گورکن‌ها نیامده بودند.
ماه تمام
روی دست ما ماند و
دو هفته‌ای گذشت
تا هلال شود.
در این چهارده نوبت مدام می‌نوشیدیم
در ساغر‌هامان گریه می‌کردیم
تشنگی تمام زندگی ما بود.
شب‌ها به نحو محسوسی
از روشنی به روشنی کمتر مایل می‌شد.
تحمل انسان از کوه بیشتر است  و از آه کمتر.
در انتهای حوصله از آنجا برگشتیم.
گذاشتیم و گذشتیم و هر چه می‌گذشت یاوه گشت.
زمین برای دفن ماه طاقت نداشت
این را خیلی دیر فهمیدیم.

جواد مجابی

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment