✳️ استراتژی اقیانوس آبی

✅ استراتژی اقیانوس آبی Blue Ocean توسط پروفسور چان کیم Chan Kim و پروفسور رنه موبورن Renee Mauborgne در سال ۲۰۰۵ میلادی در کتابی با نام استراتژی اقیانوس آبی بیان شد. آنها مطالعه‌ای روی شرکت‌های ۳۰ صنعت در ۱۵۰ سال گذشته انجام دادند و متوجه شدند که شرکت‌های موفق یک بازار شلوغ سنتی را برای رقابت انتخاب نمی‌کنند. بلکه، آنها بازار جدیدی می‌سازند که قبلاً وجود نداشته است.
▪︎به عبارتی، شرکت‌های موفق دنیا، به‌جای رقابت با شرکت‌های مشابه، با خلاقیت و نوآوری به‌دنبال خلق یک بازار جدید هستند که در آن رقبا امکان رقابت ندارند. آنها برای محصولات خود مشتری پیدا نمی‎کنند؛ آنها برای مشتریان خود محصول تولید می‌کنند. در حقیقت، مدیران و کارآفرینان به‌جای تلاش برای فروش محصول فعلی خود یا تولید و معرفی محصول جدید در اقیانوس قرمز، بازاری جدید و بی‌رقیب برای خود ایجاد می‌کنند.
▪︎برخلاف استراتژی اقیانوس قرمز Red Ocean که به دنبال راه‌هکارهایی برای کسب سهم بیشتر از بازار رقابتی فعلی یا افزایش تقاضا برای محصولات است، استراتژی اقیانوس آبی به دنبال ایجاد یک بازار جدید است که رقابتی در آن وجود ندارد. حوزه فعالیت استراتژی اقیانوس قرمز، بازارهایی است که به خوبی شناخته شدند و بسیار رقابتی هستند. مدیران شرکت‌ها می‌کوشند تا با جنگ و جدال و خون و خونریزی، سهم بیشتری از تقاضای این بازار را از طریق کاهش قیمت یا معرفی محصول جدید به دست آورند و به مرور زمان با توجه به محدودیت رشد بازار، سودشان کمتر خواهد شد.
▪︎به عبارتی، شرکت‌ها و سازمان‌ها بر سر بازاری با سود در حال کاهش با هم می‌جنگند. رقبا مثل کوسه‌های یک اقیانوس دائماً با هم در رقابت هستند. اقیانوس بعد از مدتی به دلیل رقابت شدید کوسه‌ها، پر از خون و قرمز رنگ می‌شود. در مقابل، استراتژی اقیانوس آبی، نوآوری در ارزش (ابداع ارزش) است و به دنبال ایجاد تقاضایی است که قبلاً وجود نداشت؛ ولی، نیاز به آن احساس می‌شود و در نتیجه، بازار جدیدی ایجاد می‌شود. شرکت با خلق چنین بازاری، تا مدتی بدون رقیب سود خوبی بدست می‌آورد.
▪︎در حالیکه، استراتژی اقیانوس قرمز بر سرمایه‌گذاری بر تقاضای کنونی بازار تمرکز دارد، استراتژی اقیانوس آبی به دنبال ایجاد تقاضای جدید در مشتریان است. بنابراین، مدیران سازمان‌ها باید اقیانوس‌های آبی (بازارهای غیرقابل رقابت و رو به رشد) را پیدا کنند و توسعه دهند و از اقیانوس‌های قرمز (بازارهای توسعه‌یافته و اشباع شده) اجتناب کنند. در این صورت، سازمان موفقیت بیشتر، ریسک کم‌تر و سود بیشتری خواهد داشت.
▪︎مثال‌های زیادی از استراتژی اقیانوس آبی توسط شرکت‌ها بکار گفته شد. شرکت اپل Apple با معرفی آی‌تیونز iTunes بستری را فراهم کرد تا مشتریان بتوانند هر آهنگ موسیقی را که دوست دارند، با قیمت ارزان بخرند. پیش از این مشتریان مجبور بودند به فروشگاه مراجعه کنند و کل سی‌دی آلبوم موسیقی را با قیمت زیاد بخرند. این استراتژی اپل برای هنرمندان تولید کننده موسیقی و مشتریان سود و ارزش داشت و به شرکت اپل مزیت رقابتی داد.
▪︎شرکت اوبر  Uber به جای رقابت با شرکت‌های تاکسیرانی، با معرفی اپلیکیشن سرویس تاکسی آنلاین، مسافران و رانندگان را به هم متصل کرد و ارزش افزوده برای آنها ایجاد کرد. دسترسی مسافران به تاکسی افزایش یافت، امکان ردیابی سفر فراهم شد و نحوه پرداخت به راننده تسهیل شد. راننده نیز دسترسی راحت به درآمد خود دارد و متوجه می‌شود که از هر سفر چه میزان دریافتی دارد.
▪︎شرکت انتشارات کتاب‌های کمیک comic ماروٍل Marvel  با خلق ابرقهرمانانی مثل مرد عنکبوتی، هالک، مرد آهنی و مردان ایکس وارد اقیانوس آبی شد و سود زیادی از خلق این بازار جدید بدست آورد.
▪︎شرکت ژاپنی بازی‌های ویدیویی نینتندو Nintendo در سال ۲۰۰۶ میلادی با تولید کنسول ساده و تعاملی Wii، امکان بازی را برای همه، حتی مشتریان غیر حرفه‌ای، فراهم ‌کرد و توانست از رقبایی مثل سونی و مایکروسافت در این عرصه پیشی گیرد. نوآوری ارزش در محصولات نینتندو یک اصل کلیدی استراتژی اقیانوس آبی است که هزینه کم و تمایز را به طور همزمان دنبال می کند.
■مدیران برای اینکه از استراتژی اقیانوس آبی به درستی استفاده کنند، باید:
۱. مفروضات حوزه کسب‌ و کار خود را به چالش کشیده و دوباره تعریف کنند. آنها باید وضعیت فعلی و آینده بازار و مشتریان محصولات خود را درک کنند. آنها باید مشکلات محصولات خود را تحلیل و شناسایی کنند.
۲. استراتژیک و سیستمی فکر کنند تا تصویر بزرگی از بازار محصولات خود داشته باشند. آنها باید به آینده توجه کنند و مشتریان بالقوه و نیازهای آتی آنها را تحلیل کنند تا بتوانند محصولات خود را متناسب با نیاز بازار آینده توسعه دهند.

Comments

Be the first to add a comment