▪️مثال برگروب▪️ستگادین | شنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۱
در آمریکای شمالی، فصل پاییز فرا رسیده است و این بدان معناست که صاحبان خانه و پیمانکاران، مشغول جمعآوری برگها در حومهی شهر هستند. تقریباً غیرممکن است که از صدای کرکنندهی
برگروبهای گازسوز در امان بمانید.
بدون شک این چیزها را میدانیم:
- استفاده از برگروبها برای شنوایی و سیستم تنفسی کاربرانشان که اغلب کارگرانی با دستمزد پایین و بدون حق انتخاب واقعی هستند مضرند.
- صدای این دستگاهها به طرز آزاردهندهای بلند است و از چند بلوک دورتر هم شنیده میشود.
-
جایگزینهای بسیار آرامتر، ایمنتر و تمیزتری به راحتی در دسترس هستند که در بلندمدت، ارزانتر هم تمام میشوند.
همچنین میدانیم:
- یک دستگاه برگروب گازسوز در عرض یک ساعت، مقدار گاز دیاکسیدکربنی که آزاد میکند به اندازهی راندن یک خودروی معمولی با موتور احتراق داخلی سه هزار مایل است. (این اشتباه تایپی نیست) جزئیات را
اینجا ببینید.
- ماهیت رقابتی کالاهای باغبانی، صرفنظر از هزینههایی که به کارگران، همسایهها یا آب و هوا تحمیل میکنند، باغبانها را به سمت انتخاب سریعترین و ارزانترین گزینهها سوق میدهد.
- فناوری جایگزین برای برگروبها، تأییدشده، ارزان و بلافاصله در دسترس است. با اینحال، هنوز همان برگروبها سر جایشان هستند. چراکه بخاطر اجتناب از هزینههای هدررفته و داشتن مزایای کوتاهمدت، براحتی سودآورند.
اگر جدی به قضیه نگاه کنید، راه حل، ممنوعکردن برگروبهای گازسوز است. جایگزینها در عرض چند هفته، جای خالی آنها را جبران خواهند کرد. بمحض اینکه زمین بازی رقابتی، دوباره تنظیم شود، باغبانها پا پیش خواهند گذاشت. رفاه مستخدمین افزایش خواهد یافت و همچنان برگها جمعآوری خواهند شد.
پس مشکل چیست؟
ما به اندازهی کافی برای ایجاد تغییر، جدی نیستیم. اگر برای حضور دوجین دوست و همسایه در سالن اجتماعات شهر همت بگماریم، قوانین میتوانند در چند جلسه تغییر کنند.
ولی گاهی اوقات، هیچکاری نکردن، آسانتر است.
.