حکم‌ران خوب یا حکم‌رانی خوب!

سعید مدنی

🔴 مدتی است برخی اصلاح‌طلبان که از ابتدای آغاز به کار دولت‌روحانی در ردیف مدافعان سرسخت‌اش قرار داشتند، در سال پایانی دولت نقد آن را آغاز کرده‌اند. آنها از روحانی می‌خواهند تا با استعفاء راه را برای به قدرت رسیدن دولتی توانا و کارآمد فراهم کند. مطالبه استعفای‌ دولت ظاهری رادیکال اما درون‌مایه ای کاملا رفرمیستی دارد زیرا بن مایه این مطالبه آن است که با جابه‌جایی رییس جمهور فعلی با رییس جمهوری تواناتر و کارآمدتر می‌توان از گرداب بحران‌های فعلی رهایی یافت پس مشکل حکم‌ران است و نه حکم‌رانی.

🔴 حکم‌رانی اساسا به ساختار یا نحوه‌ی‌ اداره‌ یک جامعه اشاره دارد. اصولا حکم‌رانی به معنای فعالیت یا ابزار اعمال قدرت است. در برخی فرهنگ لغات حکم‌رانی معادل فرمان‌روایی، زمام‌داری، نظارت و تدبیر امور معنا شده است. بنابراین، منظور از واژه حکم‌رانی تاکید بر تدبیر خردمندانه‌ی‌ امور است. برخی این تعریف را پیوند زدند با نوع حکم‌رانی مثل این‌که گفته شده که حکم‌رانی یعنی به‌کارگیری اقتدار یا کنترل برای اداره‌ منابع و امور یک کشور یا در مقابل آن تعریفی است که کاملا متمایز از تعریف قبلی است و گفته شده حکمرانی مدیریت جامعه به وسیله‌ی‌ مردم است، طبیعتاً تعریف اول اقتدارگرایانه و تعریف دوم دموکراتیک است.

🔴 حکم‌رانی را سیستم پیچیده‌ای از تعاملات بین ساختارها، سنت ها، کارکردها و فرایندها دانسته‌اند که به وسیله‌ سه ارزش کلیدی یعنی پاسخ‌گویی، شفافیت و مشارکت مشخص می‌شود. در تمام تعاریف درباره حکم‌رانی ، بحثی از افراد نیست بلکه سخن از نحوه‌ اداره‌ یک کشور است. بحث از حکمران نیست، بحث از نوع حکم‌رانی است. حکم‌رانی خوب در واقع حکمرانی‌ای است که موجب شکل گیری و به کارگیری قوانین رسمی و غیررسمی در قلمرو عمومی است؛ یعنی حیطه‌ای که دولت ناچار است جهت تصمیم سازی با بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و ... به تعامل بپردازد.

🔴 در ابتدا بحث حکم‌رانی خوب بیشتر ابعاد اقتصادی داشت، و حتی به عنوان یک پیش‌شرط برای دریافت کمک ها از سوی سازمان‌های بین المللی مطرح می‌شد. اما بعدها ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد و اساساً موضوع بحث علوم سیاسی و حتی علوم اجتماعی شد. در دهه‌های اخیر حکم‌رانی به نوعی معادل دموکراتیک کردن سیاست؛ یعنی در واقع برگزاری انتخابات سالم، آزاد و عادلانه، پاسخگویی نظام‌های سیاسی، رعایت حقوق بشر و همینطور در برخی رویکردها آزادسازی اقتصادی بود. اما به‌رغم همه‌ تفاوت‌هایی که وجود داشت، برخی از جنبه‌ها همیشه از دید مراجع مختلف به عنوان حکم‌رانی خوب تلقی می‌شد؛ برای مثال، برنامه‌های جامع کاهش فقر و استراتژی رشد و توسعه در ویتنام یکی از مصادیق حکم‌رانی خوب بوده که مورد توجه قرار گرفت.

🔴 مادامی که از حکم‌رانی خوب سخن به میان می آید، بیشتر بر جنبه‌های اقتصادی و مدیریتی حکم‌رانی از قبیل تخصیص کارآمد منابع، رفع فقر، رشد و توسعه‌ اقتصادی، ایجاد یک دولت کارا، اثربخشی و مبارزه با فساد تاکید می شود، دولت ها یا نظام هایی که این ویژگی را دارند، در ردیف حکم‌رانی ‌های خوب قرار می‌گیرند. در برخی از دیدگاه ها برای تعریف حکم‌رانی خوب بر جنبه‌های متنوع دموکراسی، مثل انتخابات، نظام نمایندگی، کثرت گرایی، مشارکت شهروندان در تصمیم گیری ، عدم تمرکز سیاسی، آزادی‌های مدنی، مشروعیت دولت و اجازه به تقویت ارتقای سطح جامعه‌ مدنی اشاره شده است. گفته شده که حکمرانی خوب نظامی است که در آن روابط متقابل، حمایت کننده و همکارانه‌ای بین نظام سیاسی و مردم وجود داشته باشد.

🔴 بنابراین یک حکم‌رانی‌خوب چند ویژگی مهم دارد؛ پاسخ‌گو بودن، فقدان بی ثباتی سیاسی و خشونت، کارآمدی دولت در انجام وظایفی که به او محول شده است، کاهش مقررات و بوروکراسی دولتی، حاکمیت قانون، کمبود یا کاهش فساد و مبارزه با فساد.

🔴 در هیچ یک از تعاریف حکم‌رانی ، راجع به سیاست مداران یا کسانی که حکم‌رانی می‌کنند، سخنی به میان نمی آید. مهم نیست که چه کسی حکومت کند، مهم چگونه حکومت کردن است، به عبارتی حکومت با چه ایده و گفتمانی؟ گفتمان اقتدارگرا یا دموکراتیک؟ حفظ وضع موجود یا تغییر؟ این‌که آیا گفتمان، تغییرات و تحولات اساسی و بنیادین و ساختاری را در نظر دارد یا تغییرات سطحی و رفرمیستی و جزئی؟ به این اعتبار وقتی از حکم‌رانی خوب صحبت می‌کنیم باید روش حکومت کردن را توضیح بدهیم و نه لزوماً کسانی که اداره‌ جامعه را به عهده می‌گیرند.

https://bit.ly/2FX0cPN


#فرهیختگان، ندای آگاهی

Comments

Be the first to add a comment