This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚽️فوتبال: جنگ، باله و نمایش

#احمدرضا_بهرامپور

"ورزش یعنی جنگ منهای تیراندازی". این جمله به جورج اورول صاحب کتابِ خواندنیِ قلعه‌ی حیوانات منسوب است. و ازاین‌قیبل عبارات را درباره‌ی ورزش و فوتبال، این‌جا و آن‌جا فراوان گفته‌اند و خوانده‌ایم و حتماً شما نیز شنیده‌اید.
درباره‌ی فوتبال این پدیده‌ی شگفت و آثارِ شگرفِ آن بر جوانبِ گوناگون زندگی، بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان (ازجمله کامو، اُمبرتو اِکو و پیر بوردیو و ...) سخن‌گفته‌اند. یکی از جالب‌ترینِ این آثار، کتابِ کوچکی است با عنوان "امبرتو اکو و فوتبال" که پیتر پریکلس تریفوناس در آن آراء این نشانه‌‌شناس، متخصصِ مطالعاتِ فرهنگی و نیز پژوهشگر ادب عامه را، کاویده‌است. در این پژوهش، فوتبال نه ورزش و سرگرمیِ صرف، که به‌مثابه‌ی متنی فرهنگی و منبعی سرشار از نشانه‌ها و آیین‌ها و فراترازآن دارای سازوکاری ایدئولوژیک، تلقی شده‌است.
البته پیر بوردیو این کارکردها را عمدتا به ورزش‌های دوران‌های کهن، نسبت‌می‌دهد. او دربابِ تفاوت ورزش‌های نوین با ورزش‌های سنتی، می‌نویسد:
"در دوران سنتی بازی‌های پرطرفدار همواره در "بستری آیینی" اجرامی‌شد اما بازی‌های نوین "تفریحی هدفمند" هستند. به‌ بیانی دیگر، در دوران جدید ورزش "هنر برای هنرِ" بدن، تلقی‌می‌شود
(گُل: تاریخِ فرهنگی و اجتماعیِ فوتبالِ نوین، کریستین کولر_فابین برندل، ترجمه‌ی داوود حیدری_مفید علی‌زاده، انتشارات دنیای اقتصاد، ۱۳۸۹، ص ۳۱۳).
درباره‌ی شباهتِ فوتبال و نمایش نیز بسیار گفته‌اند. آلبر کامو که خود در جوانی دروازه‌بانِ تیم ریسینگ الجزیره و هم‌چنین در سراسرِ زندگی‌اش از هواداران تیم ریسینگ فرانسه بود، در ستایش از فوتبال، می‌نویسد: من بخشی از معیارهای اخلاقی‌ام را از فوتبال و تئاتر آموخته‌ام
(خسرو ناقد، از دانش تا فرزانگی، ققنوس، ۱۳۹۰، ص ۲۰۲).
سایمون کوپر نیز درباره‌ی فوتبالِ برزیل چنین نظری دارد: "فوتبال برزیلی فقط یک ورزش نیست، نوعی نمایشنامه و جنبشی تئاتری است"
(فوتبال علیه دشمن، ترجمه‌ی عادل فردوسی‌پور، نشر چشمه، نشر چشمه، ص ۳۴۴).
هم‌او، درادامه، فوتبالِ برزیل را به "نواختنِ موسیقی" نیز مانندکرده‌است (همان، ص ۳۴۶).
از دیگر هنرهایی که فوتبال را به‌سببِ رقصِ پا و حرکت‌های نمایشی و زیبای فوتبالیست‌ها، با آن سنجیده‌اند "باله" است. باله لغتی است از اصلی ایتالیایی، به معنای رقص. این پدیده در سده‌های میانه ازسوی استادانِ رقص به فرانسه وارد شد. باله آمیزه‌ای از است از رقص، موسیقی و پانتومیم. پیشینه‌ی باله به کهن‌ترین روزگاران می‌رسد. هم‌چنین باله را از سرچشمه‌های اصلیِ هنرِ تئاتر دانسته‌اند
(فرهنگ جامع لصطلاحات موسیقی، گرداوری، ترجمه و تالیف فریدون ناصری، انتشارات روزنه، ۱۳۷۸، ص ۵۷).
بری ریچاردز حرکاتِ زیبای فوتبالیست‌ها را با رقصِ باله سنجیده:
"گفتمانِ فوتبال بسیار به گفتمانِ رقص شباهت‌دارد. چرخیدن، دویدن، و بالا‌و‌پایین پریدن یا چپ‌و‌راست رفتن، و از‌این‌قبیل بسیاری از عکس‌های فوتبالیست‌ها، آن‌ها را درحینِ اجرای حرکت‌هایی نشان‌می‌دهد که فوق‌العاده به حرکاتِ بازیگرانِ باله شباهت‌دارد. [...] حرکاتشان به‌اندازه‌ی بالرین‌ها زیبا و باظرافت است"
(نظم و ترتیب و نشاط، ترجمه‌ی حسین پاینده، نشر ثالث، صص ۵_۸۴).
از میانِ ایرانیان نیز اکبر رادی، فوتبالِ برزیل را به باله تشبیه‌کرده:
"تماشای فوتبالِ برزیل _که گاهی فوتبال نیست، باله است_ برای من همیشه یک بازیِ فی‌البداهه‌ی ترکیبی و حرکت و مکالمه بوده‌است. و من هیچ عیب‌نمی‌دانم که بگویم دیالوگ‌های بااستیلِ صحنه را نه از شکسپیر و داستایوسکی و ایبسن، بلکه از دریبلینگ‌ها، استُپ‌ها و پاس‌های کشیده و کوتاهِ میدانِ برزیل آموخته‌ام. در باورِ من بهترین دیالوگ، "بلوکه"‌کردنِ زبان نیست "دریبل‌های سریع و نرمِ کلمات است"‌
(مکالمات: گفت‌و‌گو با اکبر رادی، ملک‌ابراهیم امیری، نشر ویستار، ۱۳۷۹، صص ۲_۲۸۱).

😀Ellinne😀

Comments

Be the first to add a comment