آیت‌الله #سيستانی ضمن مخالفت با حکم شدید دو سال حبس برای اهانت به خود، خواستار آزادی سریع عبیس عبد شد.

متن نامه دفتر آیت‌الله سیستانی:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
آقای سید حیدر کطوف‌ علی
قاضی‌ محترم دادگاه جزایی حِلَّه

امروز مطلع‌ شدیم که‌ دادگاه محترم شما به‌تاریخ ۲۰۱۹/۵/۱۲ حکمی‌ را مبنی بر حبس شدید به‌‌مدت دو سال علیه شهروند کاظم عبیس عبد به‌‌خاطر نشر مطلبی توهین‌آمیز در صفحه شخصیش‌ علیه جایگاه مرجع اعلای شیعه سید علی سیستانی‌ صادر کرده‌ است‌.

برای ما اهمیت دارد شما را آگاه کنیم که جناب سید(دام‌ ظله) هرگز راضی نیست که شخصی به‌سبب‌ نشر توهین به‌ایشان تحت‌ تعقیب قرار گیرد و مجازات شود‌. از این‌رو امید‌ است که تصمیمات‌ لازم قانونی‌ از کوتاه‌ترین‌ راه برای رهایی‌ و آزادی‌ سریع آن‌ شهروند اتخاذ شود.

با تشکر‌
دفتر سید سیستانی‌
نجف اشرف
۱۹ شعبان ۱۴۴۱‌ هجری قمری
۲۰۲۰/۴/۱۳ میلادی

https://t.me/arshivefarhikhtegan/396

جان آگه با #فرهیختگان

1 comment

👆"توهین" واژه‌ای است که به لحاظ‌سیاسی "معنای" کشداری دارد. دراینکه "توهین" مصداق خشونتِ‌زبانی است تردید نمی‌توان کرد. ازاینروی درسپهر خصوصی این حقِ توهین شونده است که از توهین‌کننده طلب اعاده‌منزلت(شرف) کند که با عذرخواهی تحقق می‌یابد و بدون آن توهین‌شونده اخلاقا محق است تا از توهین‌کننده دوری جوید. درسپهرخصوصی، هیچ اقدام فراتری برای توهین‌شونده اخلاقا مجاز نیست.

قضیه آنگاه پیچیده‌تر می‌شود که توهین‌شونده شخصیتی‌عمومی باشد، مثل سیاستمدار یا مرجع‌دینی یا هرنوع مرجع‌اجتماعی دیگری. آیا توهین‌کننده به مرجع‌ای اجتماعی، قبل پیگرد قانونی (اجتماعی) است؟ هرگز! اما آن مرجع‌اجتماعی آماجِ توهین واقع‌شده حق پاسخدهی (غیرتوهین‌آمیز) به توهین کننده را درعرصه عمومی دارد.

اما نکته‌اینجاست که مراجع‌اجتماعی غالبا با دستیازی به "قدرت"ای که آنان را احاطه کرده‌است می‌خواهند اولا آنچه را که مصداق خشونت زبانی نیست به عنوان "توهین" تلقی و معرفی کنند و ثانیا منتقد یا واقعا توهین‌کننده را منکوب نمایند. آن "هرگز"ای که دربند بالا گفتم برای پیشگیری ازاین سوئ‌استفاده از "قدرت" توسط مراجع‌اجتماعی است.

این بحث البته درجوامع پیشامدرن روایی‌ ندارد، زیرا قوام این جوامع نه به عقلانیت، بلکه منحصرا به "دینامیک‌قدرت" است. درپیِ تحول مدرن بود که عقلانیت وارد ذهنیت‌‌ها شد و "دینامیک‌های قدرت" را مقید به موازینِ خود نمود، موازین‌ای که مبتنی بر حضور و حقوق "دیگری" بود. آن "عقلانیت" بود که برسکوی آزادی‌وکرامت فردانسانی (ازجمله "دیگری") ایستاد تا نگذارد ولو واقعا توهین‌کننده‌ای به مرجع‌ای اجتماعی را بشود بواسطه "قدرت"ای که او دارد و توهین‌کننده ندارد، منکوب نمود. چنان سکویی درهیچ جامعه پیشامدرنی وجود ندارد تا عقلانیتی برآن بایستد و بخواهد "دینامیک قدرت" مرجعی‌اجتماعی را از پامال کردن "دیگری" بازدارد.

یقینا و قطعا آقای سیستانی آدم مدرن‌ای نیست. چراییِ این کُنش به لحاظ‌اخلاقی پسندیده ایشان، محتمل است که اولا به‌جهت "جلوه‌گری‌اجتماعی" باشد (برای بازارگرمی)، ثانیا برخاسته از مصلحت‌سنجی‌‌ای، بازهم اجتماعی، باشد (مثل پیشگیری از تنشی محتمل)، یا ثانیا ریشه در فرهمندی‌شخصیتی خودایشان داشته باشد (و درحال، هیچیک ازاین سه مانعه‌الجمع نیستند)؛ اما یقینا این کُنش آقای سیستانی واجدِ آن دلالت مدرن نیست که "توهین به هیچ مرجع‌عمومی‌ای قابل پیگرد قانونی نیست".

چرا این "یقینا" را می‌گویم؟ زیرا به عنوان یک "فقیه" ایشان همچنان قائل به حکم‌قطعی و بدویِ قتل "ساب‌النبی" است. از هندسه آن بدویت و پیشامدرنیت‌ای که چنان حکم‌فقهی‌ای بر سوارِ آن خوش نشسته‌است هیچ عقلانیت‌ِ مدرن‌ای درنمی‌آید.