▪️شانس مرکب

▪️ست‌گادین ۹ تیر ۱۴۰۱



اگر من و شما باهم ورق بازی کنیم، برنده تا حد زیادی با شانس تعیین می‌شود. اگر کارت‌های خوبی گیرتان بیاید، برنده می‌شوید.

اگر من و شما صدبار تخته‌نرد بازی کنیم، بازیکن بهتر، برنده می‌شود. چون عامل «شانس» در انداختن تاس، به طور میانگین کم می‌شود و در پایان روز، «مهارت» به عنوان عامل تعیین‌کننده‌ی برتر باقی می‌ماند.

طراحی یک بازی خوب، شامل ایجاد شرایطی است که در آن، شانس زودرس، بقیه‌ی بازی را خراب نکند. یک نقش خوب یا یک دست اول خوب در بازی، نباید فرصت دیگر بازیکنان را از بین ببرد. به همین علت است که انحصار(monopoly)، تفسیر اجتماعی دقیق‌تری است نسبت به اینکه بگوییم یک بازی خوب در جریان است.

وقتی مردم درباره‌ی زندگی می‌گویند: «چیزی به اسم شانس وجود ندارد.» احتمالا منظورشان این واقعیت است که در طولانی‌مدت، کسانی که آماده و پیگیر هستند و از منافع شک‌کردن بهره می‌برند، اغلب، خوب عمل می‌کنند. ولی چیزی که از قلم می‌اندازند این است که زندگی (و فرهنگ ما) مثل یک بازی طراحی نشده است که در آن به شانس زودرس جایزه داده نشود.

شانس زودرس، تأثیر فوق‌العاده زیادی دارد. جایی که در آن به دنیا آمده‌اید و طبقه‌ی اجتماعی که شما را در خود جا داده است، خواه جای مناسبی در سیستم‌های رتبه‌بندی اولیه‌ی مختلف داشته باشید، خواه نداشته باشید، همه‌ی این عوامل با هم ترکیب می‌شوند. «ملکوم گلدول» درباره‌ی نقش چشمگیر ماه تولد در بازی‌کردن افراد در لیگ کشوری هاکی(NHL) حرف زده است. چون جایی که یک بچه‌ی کانادایی از ۶سالگی می‌تواند هاکی بازی کند، تعداد این کودکان در طی دهه‌ها روی هم انباشته می‌شوند.

[ اگر طرفدار ورزش هستید، جمله‌ی فوق به این معناست که ما فقط با ایجاد سیستم لیگ‌های فرعی متفاوت برای کودکانی که شش ماه بعد به دنیا می‌آیند، می‌توانیم یک لیگ کشوری هاکی دوم با همین تعداد بازیکن ستاره‌ ایجاد کنیم.]

معمولاً ترکیب‌شدن شانس زودرس برای افرادی که شانس زودرس دارند، خوب است. چه غافلگیرکننده. ولی هم ناعادلانه است و هم یک مسئله‌ی استفاده از استعداد(talent utilization) ایجاد می‌کند که به همه آسیب می‌زند. وقتی شرایطی ایجاد نکنیم که افراد بتوانند تا زمان مواجهه با شانس، با انعطاف‌پذیری دوام بیاورند، همگی می‌بازیم.

سازمان‌ها فرصت سرمایه‌گذاری بلندمدت را دارند. آن‌ها می‌توانند از شانس زودرس، سودآوری داشته باشند و آنها را در مناطقی که قله‌ها ظاهر خواهد شد به کار گیرند. این راز موفقیت سرمایه‌گذاران خطرپذیر مثل Brad Feld و Fred Wilson است. داشتن یک سبد سهام، روشی ساده برای کاهش اثر شانس(خوب یا بد) در طول زمان است.

ولی ما همگی در سازمان‌ها هستیم. ما فرصتی داریم تا شانس زودرس را با مهارت، اشتباه نگیریم و قدم‌هایی برای ایجاد انعطاف‌پذیری کافی در سفر خویش برداریم تا با احتمال بیشتری به مقصد دلخواهمان برسیم.


.

Comments

Be the first to add a comment