▪️تجدیدنظرطلبی ▪️ستگادین ۵ شهریور ۱۴۰۱
وقتی نوبت به مداخله در
کالای عمومی میرسد، دو مسالهی بازاریابی به وجود میآید:
اولین مسالهی بازاریابی این است که اگر مداخله جواب دهد، آن را درست و مسلم فرض میکنیم. دنیا از هم نمیپاشد و ما متوجه چیزی نمیشویم چون انتظار داشتیم که دنیا(هرچه از دنیا که برای ما اهمیت دارد) باید در چرخه باقی بماند. ممکن است مداخله، تفاوت بسیار بزرگی ایجاد کرده باشد ولی ما متوجه تداوم چیزهای خوب نشویم.
مسالهی دوم بازاریابی این است که اگر مداخله به آن خوبی که انتظارش را داشتیم جواب ندهد، به ندرت اعتراف میکنیم که اگر هیچ کاری نکرده بودیم، حتی ممکن بود اوضاع بدتر از این میشد.
ممنوعیت سیگار در کافهها جان هزاران نفر را نجات داده است. رعایت استانداردهای ایمنی در خودروها بیش از یک میلیون صرفهجویی کرده است. لایه اوزون نسبت به قبل در شرایط بهتری قرار گرفته است و بنظر میرسد خودروها با سوخت گاز بدون سرب و حتی برق، بخوبی کار میکنند.
و با اینحال، آنها که بدنبال تجدیدنظر و اصلاح هستند(
revisionist)، کتابهایی مینویسند و ادعا میکنند که
Ralph Nader صنعت خودروسازی را نابود کرد، و
Joe McCarthy مرد خوبی بود و ما نیازی به اطمینان از محفوظبودن حق رأی نداریم. همهی مداخلهها جواب نمیدهند ولی آنهایی که جواب میدهند، اغلب به سختی مورد توجه قرار میگیرند.
.