یکی از پایههای اصلی نارضایتیهای مردم در انقلاب ۵۷، فساد مالی قدرتمندان در دوران پهلوی بود. به گونهای که در سال ۱۳۵۷ فساد مالی به یکی از مسایل سیاسی عمده ایران بدل شده و بخش اعظم انتقادات از شاه به قالب انتقاد از فعالیتهای غیرقانونی اطرافیان نزدیک و حتی اعضای خانواده اش درآمده بود. در سالهای ۲۰ تا ۳۲ اختلاس و رشوهگیری گسترش بیشتری یافت، ولی فضای نسبتاً باز سیاسی و فقر پایا، حدود مشخصی برای آن به وجود میآورد. در فاصله سالهای ۳۲ تا ۴۲، افزایش مداوم (هرچند هنوز آرام) درآمد نفتی، کمکهای خارجی و رشد دیکتاتوری، فساد رسمی را بیشتر گسترش داد و آن را تشدید کرد. رشد اقتصادی دهه ۴۰ همراه با سربرآوردن استبداد اوضاع را خرابتر کرد. و درآمدهای سرشار نفتی در دهه ۵۰ همراه با اوجگیری استبداد، فساد رسمی را به سطوحی بیسابقه رساند. در گزارشی از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در دهه ۷۰ میلادی، دربار شاهنشاهی «مرکز هرزگی، شرارت، فساد، زد و بند و اعمال نفوذ» توصیف شد. علی امینی (تخستوزیر در سالهای ۵۶ و ۵۷) به گروهی از افراد غیرقابل دسترسی که هیچگونه محدودیتی در اعمال قدرت و نقوذ اقتصادی نداشتند، اشاره میکنند. سیا در گزارشی در سال ۷۶ میلادی اعلام کرد که شاهزاده اشرف، خواهر دوقولوی شاه، شهرتی تقریباً افسانهای در زمینه فساد مالی دارد و یادآوری نمود که پسر او شهرام، دلالی همهکاره است که تقریباً در بیست شرکت سهم دارد و برخی از این شرکتها پوششی برای معاملات شبهقانونی اقتصادی اشرف فراهم میآورد. اطلاعات تفصیلی محمد باهری در مورد فساد دربار، با توجه به اینکه او معاون وزیر دربار بوده، تکاندهنده است. ملکه، خواهران و برادران و دیگر بستگان شاه، همگی کالاهایی (از جمله کالاهای سرمایهای برای فعالیت اقتصادیشان) وارد میکردهاند که یکسره از پرداخت حقوق و عوارض کمرگی معاف بوده است. حتی ایشان گاه ترتیب استفاده دیگران را در بخش خصوصی از اینگونه معافیتها میدادند. در نتیجه، مقامهای دربار هم درگیر همهگونه اعمال فسادآمیز میشدند. باهری خاطرنشان میکند: «من کسی را میشناسم که وکالتنامهای از والاحضرت اشرف برای خرید یکدهم زمینهای خوزستان داشت... وی ده درصد سهم از این معامله بزرگ را به والاحضرت اشرف داد و نود درصد بقیه را برای خودش برداشت... قاچاقچیان تریاک... و برخی افراد دیگر دور والاحضرت اشرف جمع شده بودند... او هرگاه فردی را در پول درآوردن زیرک مییافت، زیر چتر حمایت خود میگرفت. خداداد فرمانفرمائیان، تکنوکرات برجسته، رئیس بانک مرکزی و رئیس سازمان برنامه گفت که برخی وزیرها از بودجه محرمانه وزارتیشان (که در مورد آن حسابی پس داده نمیشد) برای مصارف شخصی استفاده میکردند. امام توضیح میدهد که کانون فساد نه خود کابینه، که در پیرامون آن، در بقیه بخشهای دولت و دربار بود. افراد مرتبط با خانواده سلطنتی، نخستوزیر و فرماندهان نیروهای مسلح اعمال نفوذ میکردند، پروژهها را جا میانداختند، یا چون دلالان ساده عمل میکردند. در سالهای پس از افزایش قیمت نفت، فساد به سطح میلیاردها دلار رسیده بود. هزینه واقعی برخی پروژههای دولتی به علت فساد، تاب بیست یا سی برابر برآورد اولیه افزایش مییافت. او گفت: «تنها کار معقولی که میتوانستم بکنم این بود که سر و صدای کافی بر ضد آن پروژه به راه اندازم و خودم و سازمان برنامه را از آن کنار بکشم. نخستوزیر از این وضع خرسند نبود، ولی او هم با منافع ریشهدار کلانی که در پس این پروژهها روبرو بود. هویدا از این شرایط دل خوشی نداشت، ولی به آن تن در داد». اردشیر زاهدی: بزرگترین بدبختی که به نظر من برای اعلیحضرت برای خانواده سلطنت برای دولت برای مردم ایران پیش آمد این یکدفعه بالا رفتن نفت و عرض شود که پول زیادی به دست همه افتادن که نمیدانستند چه جور خرجش کنند، که متأسفانه این خودش یک بدون اینکه کسی شاید بخواهد و بتواند و بخواهد کنترل کند، یک فسادی درست کرد و آنهایی هم که در این جریانات استفاده میبردند… متأسفانه چون یکدفعه مقدار زیادی پول به دستمان افتاد که نمیتوانستیم چهکار بکنیم، این باعث شد که فساد درست کنیم. چون افراد آمدند در این فساد داخل شدند، آمدند توی کلهٔ اعلیحضرت کردند که قربان، به هر حال وقتی کار را آدم میخواهد بزرگ کند پرت هم تویش دارد. طبق یک ارزیابی داخلی سفارت انگلیس در ۷ اوت ۱۹۵۸، دست شاه، خانواده و دوستان او تنها از شاخههای اندکی از فعالیتهای اقتصادی کوتاه مانده بود. سیا در گزارشی دربارهٔ فساد خاندان پهلوی مینویسد: «اخیراً رئیس یکی از بزرگترین بانکهای ایران به یکی از مقامات سفارت گفته که چندی پیش، توجه شاه را به یکی از معاملات اشرف جلب کرده بود. ادامه 👇