⭕️ مرگ در غربت: درگذشت یوسف اسحاق‌پور، متفکر هنر و سینما

📌 اسحاق‌پور سی سال روی آثار و آرای اورسن ولز کار کرد که حاصل آن کتابی سه‌جلدی است که هنوز به فارسی ترجمه نشده است


♦️حضور چهره‌های نخبه فرهنگی و فکری ایرانی در خارج از کشور، اگرچه از منظر آزادی قلم و بیان، آزادی عمل آنان را برای انتشار دیدگاه‌ها‌شان فراهم می‌سازد، اما سبب می‌شود تا تلاش‌های آن‌ها کمتر مورد توجه و اعتنای جریانات رسانه‌ای و فکری در داخل کشورشان قرار گیرد. این نکته هنگامی برجسته‌تر می‌شود که فرد به زبانی غیر از زبان فارسی بنویسد و علاوه بر آن، ارتباط با رسانه‌ها و تبلیغات کارهایش نیز چندان برایش اهمیتی نداشته باشد. یوسف اسحاق‌پور از جمله این چهره‌های فرهنگی و فکری بود که هفته گذشته، در سن ۸۳ سالگی در وضعیتی غریبانه در پاریس درگذشت و مراسم خاکسپاری او نیز جمعه ۲۲ اکتبر در گورستان تیه پاریس برگزار شد. او جستارنویسی بود که جریانات مهم فکری و فرهنگی و به‌خصوص سینمایی در دنیای معاصر را پی‌گیری می‌کرد و نوشته‌های تحلیلی مهم و اثرگذاری نیز درباره آن‌ها نوشت.

جستارنویس برجسته

ویژگی مهم اسحاق‌پور را در جستارنویسی او سراغ کرده‌اند، واژه‌ای که معادل Essay در زبان انگلیسی است که نه همانند «مقاله» مملو از تحلیل و ارجاعات و منابع‌ است، نه همانند «یادداشت‌‌»ها کوتاه، نه مانند «گزارش» استوار بر استناد به اخبار و رویدادها، و نه مانند «کتاب» بلند؛ حجم یک مقاله را دارد، اما به مدد آنچه از یک موضوع در کارخانه ذهن نویسنده پرورده شده است، در نگرش و نثر و پردازش از یکدستی ویژه‌ای برخوردار است که مهر و نشان نویسنده را در خود دارد. در ایران معاصر، چهره‌هایی چون شاهرخ مسکوب، داریوش شایگان، جلال آل‌احمد، داریوش آشوری، اکبر رادی، عبدالحسین زرین‌کوب، محمد قائد، و فرشته مولوی را می‌توان در زمره جستارنویسان برجسته به شمار آورد. اسحاق‌پور نیز با تک‌نگاری‌هایی که در موضوعات و افراد مختلف انجام داده است، شأنیّت یک جستارنویس را داراست. مقاله او درباره فیلم و سینمای فریدون رهنما که نخستین بار در سال ۱۳۵۶ و با ترجمه شاهرخ مسکوب در نشریه نگین منتشر شد، نمونه‌ای از این گونه نوشتار است.

بر همین مبنا، برخی از کتاب‌هایی که با ترجمه برخی از چهره‌های نامی عرصه ترجمه در ایران به نام او منتشر شده است، در واقع همان قابلیت‌های «جستار» را دارد که به دلیل تراکم اطلاعات و مطالب و نیز حجم زیاد، قامت یک کتاب زیر ۱۵۰ صفحه‌ای را به خود گرفته‌اند.

ادامه مطلب...

🖌 حسن امرایی

Comments

Be the first to add a comment