کاش درخت بلوطی بودم کهن
در دل چین‌های باشکوه زاگرس
با تنه‌ای پهن و شاخساری افراشته
تا سایه‌سار سرت میشدم روزی شاید
یا تکیه گاهی
برای قامت ظریف اما استوارت
کاش می‌توانستم
جوانه‌های بهاری‌ام را
نثار چشمان پر شوقت کنم،
یا بلوط‌هایم را
تقدیم دستهای سبزت...
کاش درخت بلوطی بودم،
در دل جنگلهای زاگرس زیبا
تا شاید روزی از کنارم میگذشتی
و من با خاطره‌ی عبورت،
صدها سال
با بادهای تند زاگرس
میرقصیدم از شوق
کاش درخت بلوطی بودم...!
بهاره قادری
۱۸ مرداد ۱۳۹۸

1 comment

عالی بود 🌱