📌تروریست و ترور هنر؛ ناصر رزازی

با آغاز شورش ۵۷ و ایجاد هرج و مرج در مرزهای ایران و طمع تجزیه طلبان و صدام به خاک ایران حمله نیروهای عراقی به مرزهای غربی کشور آغاز شدو از جمله گروهکهای تجزیه طلب غرب کشور حزب دمکرات کردستان ایران ، کومله و رزگاری بود که این سه حزب هماهنگ با ارتش عراق به روستاها و شهرهای مرزی کُردنشین ایران تاخت و تاز میکردندو سربازان ایرانی و مردمان کُرد مخالف این احزاب را به طرز وحشیانه کشتار و سلاخی میکردند، که خطرناکترین و بی رحمترین آنها گروهک کومَله بود که از جنایت و سربریدن به مانند داعش لذت میبردند و شاخص ترین افرادآنها فردی به نام ناصر رزازی بود که مسئولیت سرکوب روستاهای اطراف سنندج را به عهده داشت، از جمله روستاهایی که موردجنایت واقع شد روستای هورامی زبان دولاب بود که با حمله دسته ناصر رزازی از کومله و دسته دمکرات به این روستا با دلاوری مردم این روستا روبرو شدندو موفق به تصرف آن نشدند.

این فرد در جامعه و رسانه ها تلاش دارد از خود یک چهره هنرمند و لطیف با موسیقی کُردی به نمایش بگذارد کجای تاریخ را سراغ دارید فردی که یک تروریست مسلح بوده اینگونه به جنگ هنر و انسانیت برود!

@PN_KFP

1 comment

Rasti
قبلاً هم این داستان واقعی زشت را برایتان نوشتم و باز هم می نویسم حساب اعضای کُرد گروهک های کومله و دموکرات و رزگاری و پژاک از مردم شرافتمند و زحمتکش کُرد جدا است . من که در دهه هفتم عمر هستم اوائل انقلاب اسلامی از یکی از دوستان پدرم شنیدم که تعریف می کرد در ارتش و مأمور به کردستان بودیم در زمان محمدرضاشاه . با یکی از همراهان بودم ناگهان صدای ناله های بسیار دلخراشی شنیدیم فوراً تفنگ هایمان را مسلح کردیم و به حالت هجومی به طرف جایی که صدا می آمد رفتیم دیدیم دو نفر از اعضای گروهک های کُردی یک سرباز بیچاره را روی زمین خوابانده و با کارد ماهیچه پشت ساق پایش را شکافته و پوست را به صورت ورقه کنده و محکم می کشیدند و آنقدر خونسرد و بی توجه به ناله های او بودند که متوجه حضور ما هم نشدند هر دو را بازداشت کرده و تحویل ارتش دادیم درجا دادگاه صحرایی کرده و آنها را اعدام کردند و آن فرد را هم که تازه شروع به کندن پوستش کرده بودند به درمانگاه بردیم و خوشبختانه زنده ماند .