پدرم کارگر بود زحمتکش بود کارگری، خرج زندگی پدر را نداد‌ دست به دامن من شد‌ هر دو کارگر شدیم. اما هنوز سفره ی ما به‌درد تکاندن هم نمیخورد کارگر که شدم پدرم دست های پیرتر از خودش را برشانه ام گذاشت و گفت:پسرم ما نسل در نسل کارگریم پسرم کارگری هم درد دارد ، هم افتخار و در این روزهای مزخرف سگی پدرم نیست که بگویم؛ تنها دردش برایم مانده است از بوی دود و آهن و گِل مست می شود در سرزمین من عرق کارگر سگی‌ست...


#روز_کارگر
@flith

Comments

Be the first to add a comment