▪️ راه‌هایی که نرفته‌ایم؛ نگاهی به روش برخورد اروین پانوفسکی در برقراری رابطه میان معماری و فلسفه

🖋 امیرحسین مقتدایی| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

اروین پانوفسکی (۱۹۶۸-۱۸۹۲) استاد برجستۀ تاریخ هنر و از شخصیت‌های تأثیرگذار در این حوزه به شمار می‌رود، اهمیت وی تا جایی است که پیتر آیزنمن پایان‌نامۀ دکتری خود را با اشاره به کتاب معنا در هنرهای تجسمی پانوفسکی آغاز می‌کند. کتاب معماری گوتیک و فلسفۀ مَدرَسی نیز از آثار مهم او به شمار می‌رود. کتابی که با وجود گذشت بیش از ۷۰ سال از ارائۀ آن در کالج سن‌ویسنت، هم‌چنان تجدید چاپ می‌شود و با وجود گرایش‌های مختلف و متنوعی که تاریخِ تاریخ هنر پس از آن به خود دیده کماکان اثری ارزشمند است به‌خصوص در شیوۀ کار. مترجم پارسی کتاب نیز به‌خوبی در مقدمه خود در جمله‌ای به نقل از بوردیو روش پانوفسکی را رویکردی صرفاً علمی می‌داند که نشانی از الهامی متافیزیکی یا عرفانی ندارد. نویسنده سعی در برقراری ارتباطی میان معماری و فلسفه داشته است، امری که پانوفسکی از خطرات آن به‌خوبی آگاه بوده و خود در آغاز کتاب به‌صراحت بیان کرده که باید با دیدۀ تردید به چنین ارتباطی نگریست. نویسنده برخلاف گرایش‌های امروز مطلعات فلسفه و معماری در ایران که بیش‌تر در پی یافتن مفاهیمی معماریانه از دل متون فلسفی هستند و تلاش آنها در پی نسبت‌دادن مفاهیمی چون نور در فلسفۀ اشراق به کیفیت فضای درونی معماری تاریخی ایران است ، سعی دارد تا ساختار این دو را با هم مقایسه کند. پانوفسکی چندان به محتوای متون فلسفۀ مدرسی اشاره‌ای نمی‌کند بلکه آن‌چه برای او مهم بوده قرابت انتخابی یا «خویشاوندی ساختاری» است.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/am8-09-14
http://koubeh.com/am8

@koubeh

Comments

Be the first to add a comment