✅ فرض کنید در خانه مادرزنتان شام خوبی خورده اید و سرخوشید. ناگهان کیف پولتان را در میآورید و می پرسید چقدر شد؟ احتمالا باید تعطیلات بعدی را در تنهایی جلوی تلویزیون بگذرانید!
🔺ما دو نوع هنجار داریم. هنجار های اجتماعی و هنجارهای بازار. مادرزنتان وقتی از شما به رایگان پذیرایی می کند، در حال بازی در زمین هنجارهای اجتماعی است. اما شما وقتی می خواهید آن را با پول حساب کنید وارد هنجارهای بازار می شوید. هنجارهای بازار همان دودوتا چهارتاست. به همین دلیل است که اگر بابت کاری که از آن لذت می برید پول بگیرید، از آن کمتر لذت می برید.
🔺زمانی که شما در زمین هنجارهای اجتماعی بازی می کنید، محاسبهگر نیستید؛ اما کافی است که قرار باشد بابت کاری پولی بگیرید، آنوقت ذهن شروع به محاسبه می کند که خب اتفاق خوشایندی نیست.
🔺به شرکت ها توصیه می شود که به جای اینکه سه میلیون تومان به کارمندان پاداش بدهند، سه میلیون تومان هزینهی سفر او را بدهند یا کمتر بابت مزایای مالی از اعداد و رقم حرف بزنند؛ اگر می خواهند کارمندان واقعاً حس کنند آنجا خانهی خودشان است.
🔺با کارمندانتان در زمین هنجارهای اجتماعی بازی کنید تا آنها هم در زمین هنجارهای اجتماعی بدون غر زدن و داوطلبانه جمعهها به سرکار بیایند.