هال واریان، اقتصاددان مشهور در مقاله‌ای بررسی کرده است:
*چگونه می‌توانیم در اوقات فراغتمان، یک مدل اقتصادی بسازیم؟*

اغلب کارهای من در اقتصاد، ساخت مد‌ل‌های نظری را دربر دارد. من طی سالیان متمادی، روش‌هایی را برای انجام این امر، به کار گرفته و گسترش داده‌ام که ارزش آن را دارد آن‌ها را برای کسانی که خواهان انجام چنین کاری هستند، توضیح دهم. در دنیای واقع، ساختن این قبیل مدل‌ها، نسبت به توضیحی که من در این‌جا ارائه می‌کنم، بسیار آشفته‌تر و بی‌نظم‌تر است. مدل تحقیقی که تشریح می‌کنم، همانند دیگر مدل‌های اقتصادی شکلی آرمانی و ایده‌آل آن چیزهایی هستند که در دنیای واقع روی می‌دهند. اما توصیف‌ها و تشریحات نظری، احتمالا برای آن که مفید باشند باید با واقعیت‌ها نیز ارتباط داشته باشند. امیدوارم این نکته در رابطه با مدل‌های اقتصادی من نیز صحت داشته باشد.

*۱ . کسب ایده*

اولین گام، در ساخت یک مدل آن است که یک ایده به دست آوریم. این کار، چندان سخت نیست. بخش دشوار کار، همان یافتن ایده‌ای خوب و مناسب است. برای آن‌که به چنین ایده‌هایی برسیم، باید نظرات و ایده‌های بسیار زیادی را بررسی نموده و تمامی آن‌هایی که مناسب نیستند را کنار نهیم.

اما سوال این است که این ایده‌ها را باید از کجا به دست آورد. اغلب دانشجویان فکر می‌کنند که برای کسب ایده باید مقالات ژورنال‌ها را مطالعه کنند. اما من، بنا به تجربه خود معتقدم که ژورنال‌ها برای کسب ایده‌های ابتدایی واقعا منابع بسیار خوبی نیستند. چیزهای بسیار زیادی از قبیل تکنیک‌ها، بینش اقتصادی و حتی حقایق را می‌توان از مقاله‌های این ژورنال‌ها به دست آورد. اما در اغلب موارد، به تنها چیزی که می‌رسیم، ایده‌هایی هستند که متعلق به افرادی دیگر می‌باشند. درست است که برخی از این مقالات، پایان چندان قاطعی ندارند و می‌توان آن‌ها را مورد بررسی قرار داده و پیگیری کرد، اما دلیل این امر، آن است که نویسنده مقاله، احتمالا درباره آن فکر کرده و نتوانسته است تشخیص دهد که باید با آن چه کند یا به این نتیجه رسیده است که آن نکته، به اندازه‌ای کسالت‌آور و خسته‌کننده است که نباید به آن پرداخت، یعنی این احتمال وجود دارد که شما نیز در صورت وارد شدن به آن مبحث، خود را در چنین شرایطی بیابید.

پیشنهادی که من در این رابطه دارم، به کلی متفاوت است. به‌زعم من، برای پیدا کردن ایده، باید در جایی غیر از ژورنال‌های دانشگاهی، مثلا در روزنامه‌ها، مجلات، مکالمات و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی به جست‌و‌جو بپردازید. وقتی که در حال مطالعه روزنامه هستید، دنبال مقاله‌های مرتبط با اقتصاد باشید ... و پس از آن، مقالاتی را بررسی کنید که راجع به اقتصاد نیستند. چرا که در اغلب موارد، این قبیل مقاله‌ها نیز در نهایت به اقتصاد مرتبط می‌شوند. مجلات، معمولا بهتر از روزنامه‌ها هستند. زیرا مسائل را با عمق بیشتری بررسی می‌کنند. البته از سوی دیگر، تحلیل‌های سطحی‌تر می‌توانند جذاب‌تر و تحریک‌کننده‌تر باشند. هیچ چیزی نمی‌تواند به اندازه یک بحث سفسطه‌آمیز، شما را به انجام تحقیقات ترغیب نماید. (البته این سوال پیش می‌آید که چه منابعی را باید مطالعه کرد. من نیویورک‌تایمز، وال‌استریت ژورنال و اکونومیست را می‌خوانم. احتمالا این‌ها برای شروع، خوب هستند).

صحبت‌ها و مکالمات، به ویژه با افرادی که در حوزه کسب‌و‌کار فعال هستند، غالبا بسیار پرثمر هستند. تجارت، به شیوه‌های زیادی انجام می‌گیرد و اغلب این روش‌ها، هیچ گاه در معرض تحلیل‌های اقتصادی جدی قرار نگرفته‌اند. البته باید مراقب بود که به هر چه از این افراد می‌شنویم، «باور» پیدا نکنیم. این قبیل افراد، معمولا مجموعه‌ قواعدی را می‌شناسند که برای اداره کسب‌و‌کارهای خودشان بسیار خوب هستند، اما غالبا در این رابطه که منشا این قواعد کجا است و یا برای مثمرثمر بودن آن‌ها چه شرایطی لازم است، ایده‌ای ندارند. یافتن پاسخ این سوال‌ها، در واقع همان چیزی است که برای اقتصاددان‌ها، جالب است و جذابیت به همراه دارد.
https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-509358
ایده‌های شما می‌توانند در بسیاری از موارد،....

كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement

Comments

Be the first to add a comment