شعر: زهيرة صبّاغ
تلحين وغناء: ريم بنّا
ألبوم: لم تكُن تلك حكايتي
«هي...»
رقيقة كأجنحة الفراشات
حزينة تحمل في عينيها حزن كل النساء
عبر كل الأجيال عاشقة مسربلة بالمُرّ
بعشقها المكبوت مدفونة
في كل القبور في كل العصور
أما آنَ لكِ أن تنتفضى؟
أشرقي نجمة صُبح ليلكاً
تناثري بلّوراً أو اشتعلي نيزكاً
«او...»
لطیف است مثل بال پروانه
اندوهگین است و اندوه همهی زنان را در چشم دارد
در همهی نسلها او عاشق است و زهرچشیده
با عشق فروخوردهاش مدفون است
در همۀ گورها، در همۀ روزگاران
وقتش نرسیده که از جای بجنبی؟
ای ستارۀ صبح مثل گل یاس طلوع کن
مثل بلور پاشیده شو یا مثل شهاب شعله ور شو
خانم ریم بنا این ترانه را روز ۸ مارس سال ۲۰۱۵ به همهی زنان تقدیم کرد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing