.
▫️لذّت خودشناسی هم جدی است

خواندن کتاب‌های روانشناختی، همه‌اش برای تغییر نیست. تغییر هم اینقدر آسان نیست که به راحتی با خواندنِ کتاب اتفاق بیفتد. اصلاً کتاب‌ خواندن، همه‌اش برای به کار بستن نیست. بخش مهمی از کتاب خواندن برای فهمیدن است؛ برای لذّت فهم را تجربه کردن. هر کسی از چیز‌هایی لذّت می‌برد. بعضی‌ هم به هر دلیلی از کتاب‌ خواندن، فهمیدن، به عمق رفتن و چشم‌انداز پیدا کردن لذّت می‌برند. نمی‌شود به هر کسی که کتابی می‌خواند بگویی به چه دردت می‌خورد و او هم جوابِ مشت‌پُرکنِ قانع‌کننده‌ای داشته باشد و از فلان یا بهمان کارکردِ هر بخشی از یادگیری‌اش بگوید. او خیلی وقت‌ها کتاب می‌خواند تا لذّت ببرد.

به کتاب‌های روانشناختی برگردیم. بخش مهمی از مطالعه کتاب‌های روانشناختی برای تجربه لذّت خودشناسی است؛ چه شناخت انسان و چه شناختِ خودِ من. خودشناسی مثل سفر است. آدم چرا از سفر لذّت می‌برد؟ لذّت خودشناسی هم تا حدی از همین جنس است. این خودشناسی ممکن است به تغییر هم منتهی بشود یا نه. اگر شد که چه بهتر، ولی اگر نشد هم آن ‌کتاب‌ها بخش مهمی از کار خود را کرده‌اند: من را به من شناسانده‌اند، سفری درونی را رقم زده‌اند و از غریبگی من با من کاسته‌اند.

با این همه، این خواندن‌ها بی‌فایده‌ هم نیستند. اما تاثیرشان دفعی و سریع نیست. اینطور نیست که چیزی را که فهمیدم بلافاصله بتوانم به آن عمل کنم. این یادگیری‌ها از جنس جعبه‌ابزار ساختن‌اند. تغییر در نتیجه تجربه‌های زندگی و به کار بستنِ این ابزارها مخصوصاً در رابطه‌ها رخ می‌دهد. تغییر صبوری می‌خواهد و گاهی علاوه بر جعبه‌ابزار نیاز به کمک هم دارد. مختصر اینکه اگر کاری برای خودشناسی می‌کنید، هم لذّتش را جدی بگیرید و هم برای تغییرش صبور باشید.

Comments

Be the first to add a comment