✅ خطای اقدام Action Bias توسط آنتونی پات Anthony Patt و ریچارد زکهوزر Richard Zeckhauser در سال ۲۰۰۰ میلادی مطرح شد. انسانها در شرایط مبهم ترجیح میدهند تا اقدامی انجام دهند و منفعل نمانند؛ حتی اگر آن اقدام نتیجه بدی داشته باشد. □با توجه به اینکه از فرد انتظار انجام کاری میرود، عدم اقدام او در ذهن سایرین بیانگر عدم توانایی و ضعف او است. در حقیقت، انجام اقدامی بدون داشتن اطلاعات کافی در مورد ماهیت و علل اصلی مسأله و راهکارهای موثر حل مسأله، خطای اقدام نامیده میشود. اعتماد به نفس بیش از حد و میل به کنترل دو علت اصلی سوءگیری اقدام هستند. ●به عنوان مثال، دروازهبانی را در نظر بگیرید که باید یک پنالتی را بگیرد. زمان شوت توپ به سمت دروازه توسط مهاجم بسیار کم است و ممکن است دروازهبان متوجه جهت ضربه نشود. بر اساس شواهد ماندن دروازهبان در مرکز دروازه راهکار بهینه است. ولی، او به محض ضربه توپ بر اساس حدس و گمان خود به سمت راست یا چپ میپرد. در این صورت، اگر توپ وارد دروازه هم شود، ناراحتی مربی، سایر بازکنان و تماشاچیان کمتر از زمانی است که دروازهبان در وسط دروازه بماند و اقدامی انجام ندهد و گل بخورد. آنها از دروازهبان انتظار انجام کاری دارند (خطای اقدام). ○مثالهای متعددی از خطای اقدام در زندگی روزمره اتفاق میافتد که انسانها صرفا اقدامی را انجام میدهند که ممکن است نتایج خوبی هم نداشته باشد. برخی از این مثالها عبارتند از امتحان مسیرهای دیگر به هنگام گیر افتادن در ترافیک به جای ۱۰ تا ۱۵ دقیقه صبر کردن یا تجویز داروی بیشتر به بیمار توسط پزشکی که از تشخیص بیماری او عاجز است. ■اقدام سریع ممکن است حدود ۱۰ هزار سال قبل خوب بوده باشد که عمل کردن قبل از فکر کردن میتوانست جان انسان را نجات دهد. در دنیای امروزی، تفکر و تأمل نتایج بهتری نسبت به عمل بدون فکر دارد. با این حال، عدم اقدام همچنان در جامعه ما کاری اشتباه تلقی میشود. هیچ کس به شما برای انجام هیچ کاری در یک موقعیت خاص تبریک نمیگوید، حتی اگر این بهترین تصمیم ممکن باشد. از شما انتظار میرود که سریع تصمیم بگیرید و عمل کنید. به همین خاطر هنگامی که با پروژه یا وظایف جدید و نامطمئن روبرو می شوید، وسوسه میشوید که سریع اقدام کنید. در این صورت شما احساس بهتری خواهید داشت، حتی اگر در نتیجه اقدام خیلی سریع، وضعیت بدتر شده باشد. □شما باید بر این خطای شناختی غلبه کنید. مشغول بودن به معنای سازنده بودن نیست، بنابراین، صبر کنید، اطلاعات بیشتری کسب کنید تا گزینهها روشن شوند و سپس، اقدام کنید. ●خطای اقدام در سازمان و مدیریت هم مشاهده میشود. مدیران بدون داشتن اطلاعات کافی تصمیم میگیرند و سریع آن را اجرا میکنند و بعد از مدتی متوجه میشوند که چه زیانهایی به سازمان تحمیل شده است. سوءگیری اقدام به دلیل عدم قطعیت و تأخیر تأثیر اقدامات، اهداف نامشخص و اندک انگیزههای قوی، به احتمال زیاد منجر به تصمیمگیری غیرمنطقی میشود. گاهی اوقات انفعال و بیکار نشستن بهتر از انجام اقدام بدون پشتوانه علمی است. ولی، مدیران ترجیح میدهند که کاری انجام دهند؛ چون از آنها چنین انتظار میرود. ○متاسفانه مدیران انتظار دارند تا در یک جلسه دو ساعته هیات مدیره مسایل مختلف کاری بحث شوند و راهکارهایی برای حل آنها ارائه شود. چنین تصمیمات شتابزده و به دنبال آن اجرای سریع آنها هزینه زیادی به سازمان تحمیل میکند. راهحلهای مقطعی معمولاً نتایج بدی به دنبال دارند. مدیران باید بدانند که صبر کردن به معنای به تعویق انداختن کار نیست. آنها باید واحدی به عنوان مغز سازمان با هر عنوانی مثل تحقیق و توسعه، برنامهریزی و بهبود کیفیت در سازمان ایجاد کنند و کارشناسی خبره برای آن استخدام کنند و آموزش دهند. مدیر به هنگام بروز مشکلات پیچیده باید آن را به کارشناس این واحد ارجاع دهد تا مسأله را با استفاده از منابع و شواهد علمی و مشورت با خبرگان، به درستی تحلیل کند، علل ریشهای آن را شناسایی کند، راهکارهای حل آن را شناسایی و ارزشیابی کند و در نهایت، دو یا سه راهکار موثر را به مدیر ارائه دهد تا در جلسه هیأت مدیره در مورد آنها بحث شود و تصمیم نهایی گرفته شود. اینگونه وقت کمتری از مدیران گرفته میشود و نتیجه بهتری خواهد داشت. مغز سازمان نباید محدود به مغز مدیران آن شود. ■مدیران برای اینکه دچار خطای اقدام نشوند، باید: ۱. واحدی به عنوان مغز سازمان برای حل مسایل سازمانی ایجاد و تجهیز کنند. ۲. مسایل را با رویکرد سیستمی تحلیل کنند، راهکارهای مناسب را شناسایی، ارزیابی و بهترین راهکار را انتخاب کنند.