من آن گلبرگ مغرورم که میميرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری، پی شبنم نمیگردم
من اون خاکم به زیر پا ولی مغرورِ مغرورم
به تاریکی منم تاریک ولی پر نورِ پر نورم
چه شیرین است، اندوهش! غمش! دردش جراحاتش!
شفایم را نمی خواهم، پی مرهم نمیگردم
تصور میکنم امشب، که میمیرم در آغوشش
وز این آغوش تمثالی، جدا یک دم نمیگردم
شاعر: محسن نظری
دوازدهمین سالگرد درگذشت اسطوره ورزش و اخلاق ایران، ناصر خان حجازی
روانش شاد و یادش گرامی
@PN_KFP