در باب سیاست در ممالک پیشرفته و اوضاع ما

چرا به اصطلاح پوپولیست ها در جهان هوادار پیدا کردند؟ سیاست ورزی در تحلیل نهایی به معنای قرار دادن "ما" در برابر "آنها" است، تمام حرف اینست که این "ما" و "آنها" چطور تعریف می شوند.

به صورت سنتی این تعریف بر اساس وضعیت اقتصادی بود، بین آنها که پول و ثروت دارند در برابر آنها که از آن محروم اند. اصل دعوا هم اغلب سر سیاست های رفاهی بود یا به بیان دیگر چطور رابطه داراها و ندارها را تنظیم کنند.

اکنون قضیه فرق کرده و تفکیک "ما" و "آنها" جنبه فرهنگی و تحصیلی پیدا کرده است، میان کمتر تحصیل کرده های محافظه کار ساکن شهرهای کوچک از یک طرف و تحصیل کردگان ترقی خواه شهرهای بزرگ از طرف دیگر، اولی خسته از جهانی شدن است و دومی آن را پاس می دارد. یکی حرف از جهان وطنی می زند و دیگری دنبال ملی گرایی است. احزاب سنتی نتوانسته اند این خواست های جدید را پاسخ دهند، از این روست که پوپولیست های آنتی استبلیشمنت خواهان پیدا کرده اند. پیشترها وقتی اوضاع اقتصادی بد می شد، بیشتر حرف از سیاست های حمایتی و بازتوزیع می شد، الان بیشتر از جهانی شدن و مهاجرت و حقوق مدنی می شنویم.

چرا اکنون؟ البته حاصل روندهای بلندمدت است، ولی بحران جهانی ۲۰۰۸ و رواج شبکه های اجتماعی بسیار موثر بوده اند. در دوران شبکه های اجتماعی منابع اطلاعاتی سنتی قدرتشان را از دست می دهند و فضای برای فعالیت گزینه های رقیب و ایده های جدید فراهم می شود، واکنش های احساسی و افراط هم که در آنها بخشی از کار است، بحران مالی جهانی هم که اعتماد به سیستم مستقر را به شدت کاهش داد و جذابیت ایده های افراطی پوپولیستی را بالا برد.

آنچه آمد البته وصفی از اوضاع در کشورهای توسعه یافته بود، ولی این سوال را می شود پرسید که "ما" و "آنها" برای سیاست ایران چه خواهد بود؟ این سوالی است که به ویژه برای ۱۴۰۰ باید روی آن متمرکز شد، زیرا دوتایی قبلی بعید است دیگر کار کنند، والله اعلم.

http://bit.ly/37abkRd

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

Comments

Be the first to add a comment