در شب سرد زمستانی
محمد نوری
من چراغم را در آمد رفتن همسایه‌ام افروختم در یک شب تاریک
و شب سرد زمستان بود،
باد می پیچید با کاج،
در میان کومه‌ها خاموش
گم شد او از من جدا زین جاده ی باریک
و هنوزم قصه بر یاد است...

#محمد_نوری
شعر :#نیما_یوشیج
دکلمه :#احمدرضا_احمدی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment