مجلسی ساخته اند اسلامی
مایه ی افتضاح و بد نامی
مجلسی با دویست تا قاری
قاریِ مجلسِ عزاداری
غیرِ ذکرِ مصیبت آنجا نیست
مجلسِ روضه است، شورا نیست
مجلسی فی المثل، کلم زاری
مجلسی نِی، که پشمِ بازاری
آن مفاتیح دارد این تسبیح
ای به ریشِ یکی یکیشان ریح
همه در فنِ خود هنر پیشه
لیک در دستِ هر یکی تیشه
تا که بر ریشه ی وطن بزنند
مملکت را ز بیخ و بُن بکنند
جاکشانی که ریش دار شدند
تازگی قوم و خویش دار شدند
@SepehrAzadi