چرا مردم خواهان بازگشت #پهلوی هستند؟ نگاه جامعه یا نگاه روشنفکران تحت تاثیر چپ؟
توسعهخواهی، ویژگی اصلی دوران پهلوی بزرگترین جفا در حق دوران پهلوی، نادیده گرفتن روحیه توسعهخواهانه آن است که به عمد و با تلاش و تبلیغات جامعه ی چپگرای ایرانی در قالب روشنفکران رقم خورده،در حالی که روشنفکران ایرانی اغلب از منظری غیرعلمی و گرفتار تعصباتی مثل بومیگرایی به تاریخ ایران نگاه کردند، مردم عادی(ملت) نگاهی منصفانهتر به گذشته معاصر کشورشان دارند با نگاهی واقعی به کرامت انسانی که زیربنایش را پهلوی ها بنا نهادند و امروز هرچه مانده،از ایشان است.
مصاحبه عباس امانت درباره پهلوی اول و رضاشاه (بهویژه تحلیل شعار «رضاشاه روحت شاد» در اعتراضات ۱۳۹۶ و پس از آن) را با سخنان پراکنده و بیاساس افرادی مثل یوسف اباذری مقایسه کنید. فضای دانشگاههای ایران، بهخصوص در علوم انسانی و اجتماعی، به دست افرادی سطحی و متأثر از تفکرات چپ افتاده که نمیتوانند مطالبات واقعی مردم معترض خیابان را درک کنند؛ مردمی که پاسخ اعتراضشان گلوله، زندان و خشونت بیرحمانه است. این اساتید و روشنفکران، از یک سو هنوز درگیر افسون ایدئولوژیهای مارکسیستی، کمونیستی و سوسیالیستیاند و از سوی دیگر، ملاحظات شخصی و ترس از واکنش حاکمیت باعث میشود به جای حقیقت تاریخ، روایتی مخدوش از آن به دانشجویان و مخاطبان ارائه دهند. رضاشاه ۱۶ سال بر ایران حکم راند و امروز بخشی از جامعه بهخوبی تفاوتهای نظام او با حکومت پنجاه سال اخیر را حس میکند. اگر روحانیت و ایدئولوژی افراطیشان پیش از شکلگیری نهادهای مدرن توسط پهلوی بر ایران مسلط میشد، آیا سرنوشت ایران چیزی بهتر از افغانستان یا برخی کشورهای آفریقایی قحطی زده و استثمار شده میبود؟ تصور کنید در اسفند ۱۲۹۹، به جای رضاشاه، خمینی قدرت را در دست میگرفت و ایدئولوژی ولایی از همان زمان بر این سرزمین حاکم میشد. به جای دستاوردهای رضاشاه و محمدرضاشاه، کارنامه روحانیت را بگذارید: به جای نهادهای مدرن مثل دولت، دانشگاه، مدرسه، جاده، راهآهن و حضور زنان در جامعه، خواستههای ضدتوسعه و عقبگرایانه رهبران ولایت اجرا میشد با تمایلات صدور انقلاب! باید دقت داشت که اگر خمینی و اسلامگرایان نام «جمهوری» را به حکومتشان افزودند، این به برکت مبارزات نیروهای پیشرو از پیش از مشروطه تا پایان پهلوی بود،وجود سایهای از دموکراسی در «جمهوری اسلامی» و مفاهیمی مثل «انتخابات»، «ریاست جمهوری»، «دولت» و «مجلس» مدیون تلاشهای چندین نسل از ایرانیان است که از دههها پیش از مشروطه برای آرمانهایی چون دولت مدرن، آزادی، برابری و قانون جنگیدند که اوجش باز در دوران پهلویست.
اکنون تاریخ در حال قضاوت است و مردم ایران بیش از هر زمان خدمتها و خیانتها را میشناسند. توسعهخواهی بزرگترین ارمغان پهلوی بود که زیرساختهای مدرن ایران را بنا کرد؛ زیرساختهایی که اگر در آن روزها پدید نمیآمد، شاید امروز اثری از ایران باقی نمانده بود و حالا بار دیگر این جامعه است که نظریات نمور و کپک زده ی چپگرایان و اسلامیست ها را نگاه الوده به دین و ایدیولوژی را پس زده و بدنبال ایرانی آباد و آزاد و رها از آرمانشهرهای دروغین سوسیالیست و مارکسیست و پیش مقدمه ی بهشتی با نهرهای روان شیر و شراب و عسل است.