✳️ پائولو کوئلیو داستان قشنگی دارد.
داستان جوانی که نزد خردمندی می رود و می گوید که من میخواهم به "تفرد" برسم.
خردمند یک لیوان آب به دستش می دهد و می گوید: «برو و دور این باغ بگرد و برگرد؛ اما مواظب باش که یک قطره از این آب نریزد». جوان می رود و بدون اینکه آب را بریزد بر می گردد. استاد میپرسد که: «آیا درختها را هم دیدی؟... چه درختی بود؟... شکوفه داده بود؟... میوه داده بود؟»
جوان می گوید که: «من حواسم نبود!» ا
ستاد می گوید که: «برگرد؛ دوباره لیوان را بردار و در باغ بچرخ و این دفعه ببین که درختوها چه بودند؟... پرندهها چه بودند؟...» جوان رفت و خندان برگشت و گفت: «عجب میوههایی بودند؛ عجب شکوفههایی بودند و عجب خرمالویی و .....خرگوشی بود و پروانههایی و... عجب دنیایی!»...
استاد گفت: «از لیوانت چه خبر؟!» جوان تازه متوجه شد که لیوان خالی است!
در اینجا استاد به او گفت: «همین است! ... هنر زندگی کردن این است که تمام باغ را ببینی و حواست به آن لیوان هم باشد که نریزد!»
پائولو کوئیلو با این استعاره زیبا، تفرد یونگی را بیان می کند.
پائلوکوئلیو
پ.ن: Individuation
فردیت یافتگی یا تفرد در دوره میانسالی رخ میدهد و شخصیت فرد را از تعدد به وحدت و یکپارچگی سوق می دهد. در فرآیند فردیت یافتگی، جامع ترین کهن الگو «self» میان جنبه هشیار و ناهشیار هماهنگیایجاد میکند و فرد را از واقعیتهای درونی آگاه میکند.
برای تبین فرآیند فردیت یافتگی شناخت ساختار شخصیت و طرح کهن الگوها در نظام یونگ لازم است؛ چراکه سازمان دهی و یکپارچه سازی کهن الگوها مقدمه خودشکوفای و رسیدن به خویشتن است.
https://t.me/ExecutiveManagement