▪️ آسمان‌خراش؛ نقدی معمارانه بر فیلم آسمان‌خراش

🖋 سعید خاقانی| استادیار گروه مرمت و مطالعات معماری دانشگاه تهران

شخصیت اول فیلم آسمان‌خراشْ برجی یک‌کیلومترواندی بر فراز هنگ‌کنگ است که آتش زده می‌شود و یک مأمور بازنشسته جهت حفظ جان خانواده‌اش آن را مهار می‌کند. نام این برج خیالی، که آنقدر نقش خود را خوب بازی کرد که برای خیلی‌ها واقعی تصور شد، «مروارید» است. ظاهرش هم تن تاب‌ خورده‌ای با گویی شیشه‌ای در دهان است که طراحش می‌گوید آن را از اسطوره‌ای چینی گرفته که اژدهایی با دم تاب‌خورده بر زمین و سری در آسمان است. برج آتش می‌گیرد، اما این سوختن رُویهٔ داستان است. همه‌جای فیلم حکایت به‌رخ‌کشیدن تکنولوژی است، گوی جادویی بنا، کنترل هوشمند ساختمان، سیستم‌های امنیتی بالا، دیوار زیبای شیشه‌ای که آتش را جلوه‌ای جادویی می‌بخشد. دم آخر هم خودِ برج به طرفةالعینی خود را نجات می‌دهد. تصویری از آینده‌ای زیباست که دلهره‌ای در خود دارد، اما از سر جان‌فشانیِ یک قهرمان _که خیلی به‌‌طور اتفاقی نظامی است‌ــ سرپا می‌ماند. آنقدر این روایت‌های کلیشه‌ای تکرار می‌شوند که این بحران‌ها و گذر از آن‌ها اسطورهٔ زمانهٔ ما شده‌‌اند.

#پرونده #نقد_فیلم

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/sk1-03-31
http://koubeh.com/kh20

@Koubeh

Comments

Be the first to add a comment