نیما در شعر همان کاری را کرد که هدایت با داستان. هر دو با آشنایی به زبان فرانسه توانستند ادبیات را از دریچه دیگری درک کنند و در زبان فارسی مسیر دیگری بسازند.
هم هدایت از شعر نو و نیما حمایت می‌کرد و هم نیما از او. نیما در وصف داستان‌های هدایت در نامه‌‌ای به هدایت می‌نویسد: کتاب‌های شما در حد شعور و فهم ملت ایران نیست: شما با این نوول‌ها گربه را با زین طلا زین کرده‌اید.'
نیما برخلاف هدایت که در نامه‌هایش صریح و تند و تیز از همه جا و همه کس ایراد می‌گیرد، محافظه‌کار است و رعایت می‌کند( فقط لحنش به جلال تند است) البته شخصیت نیما متفاوت از هدایت بود؛ آن شوخ‌طبعی و بددهنی هدایت را نداشت و در رفتارش با دیگران مثل هدایت سرکش نبود هر چند هر دو از خانواده و اعیان قاجار بودند و حسابی مشکل مالی داشتند اما هدایت شهر و زندگی شهری را می‌نوشت و نیما از شهر بیزار بود و خودش را روستایی می‌دانست و سعادت را در زندگی در طبیعت. اما به هر شکل هر دو ناامید از جامعه و سرخورده از جماعت کناره می‌گیرند.

Comments

Be the first to add a comment