🖋 سالومون ریناچ که با موفقیت به جستجوی بازمانده‌های طریقۀ توتمی در دین و آداب ادوار متأخر پرداخته است -ولی همواره اهمیت کمی به جنبۀ نیاکانی حیوان توتمی داده است- در یکی از آثار خود به طور قطع و بی‌تردید می‌گوید که به عقیدۀ وی، توتمیسم جز یک «رشد مفرط غریزۀ اجتماعی» چیز دیگری نیست. و نیز همین عقیده است که مبنای کتاب اخیر دورکیم، «صور بنیانی حیات دینی» قرار گرفته است. به نظر دورکیم، توتم فقط مظهری مرئی از دین اجتماعی این اقوام است: توتم، جامعه را که موضوع اصلی پرستش است در خود مجسم می‌سازد.
نویسندگان دیگر، به نفع این نظریه -نظریه‌ای که در تشکیل نهادهای توتمی، برای غرایز اجتماعی سهم اساسی قائل است- به جستجوی دلایلی دقیق‌تر پرداخته‌اند: چنان‌که «هادون» بر این گمان است که هر قبیلۀ بدوی، در آغاز خوراکش فقط از یک نوع حیوان یا گیاه بوده است و حتی شاید با آن داد و ستد می‌کرده است؛ به این معنی که آن را هم‌چون وسیلۀ مبادله در برابر محصولات دیگری که سایر قبایل فراهم می‌آورده‌اند، به کار می‌برده است.

🖋 بنابراین طبیعی بوده است که سرانجام، این قبیله، از طرف دیگران به نام آن حیوان -که تأثیر مهمی در زندگی‌اش داشته است- شناخته شود ...
بر این نظریه که در میان نظریات مربوط به توتمیسم از همه منطقی‌تر است، این اعتراض را وارد کرده‌اند که طرز تغذیه‌ای که این نظریه ادعا می‌کند، هیچ جا در میان بدویان دیده نشده و به احتمال هرگز وجود نداشته است: بدویان «همه چیز خوار» هستند و هر چه در مراتب پایین‌تری از حالت طبیعی باشند، این نحوۀ تغذیه نیز بیشتر در میان آن‌ها به چشم می‌خورد. به علاوه معلوم نیست که آن یگانه خوراک، چگونه توانسته است سبب به وجود آمدن یک نگرش تقریباً دینی نسبت به توتم گردد. نگرشی که ویژگی اصلی آن، اجتناب مطلق از دست زدن به غذای اصلی است.

📚 از کتاب «توتم و تابو»، نوشتۀ زیگموند فروید، ترجمۀ محمدعلی خنجی 📚

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment