این جدول را در اینستاگرام استوری کرده بودم که یکی از دوستان متخصص و اقتصاددان به نکته مهمی اشاره کرد و فایل جالبی ارسال کرد که اطلاعات خوبی داشت و برای من یادگیری داشت.
متن ایشان و فایل مورد اشاره را اینجا به اشتراک میگذارم تا شما هم بخوانید.
👇 مساله همسانسازی تاریخی در تحلیل رشد اقتصادی ایراندر مقایسه اقتصاد یک کشور در دو مقطع تاریخی، معمولا تحلیل گران سنتی به شاخصهایی مانند GDP اسمی یا حقیقی مراجعه میکنند و با یک تعدیل ساده — مثلا بر اساس قیمت طلا یا برخی کامودیتیها — اقدام به مقایسه میکنند.
اما این رویکرد ساده انگارانه، یک متغیر اساسی را نادیده میگیرد: نسبیت نهادی و ساختاری.
وقتی فاصله زمانی طولانی بین دو زمان مقایسه باشد، صرف مقایسه عددی تولید ناخالص داخلی، بدون در نظر گرفتن تفاوت در رژیم ارزی، ساختار تجارت خارجی، نهادهای مالی، سطح یکپارچگی در اقتصاد جهانی و تعریف موانع تجاری، میتواند گمراهکننده باشد.
به طور مشخص، اگر بخواهیم اقتصاد ایران پیش از ۱۳۵۷ را با وضعیت فعلی مقایسه کنیم، باید توجه کنیم که:
نظام ارزی دهه ۵۰ مبتنی بر نرخ ارز ثابت (Fixed Exchange Rate Regime) بود؛ این نظام ارزشگذاری و محاسبه قدرت خرید خارجی را بهگونهای متفاوت از رژیمهای شناور امروز شکل میداد.
ساختار تجارت بینالملل، هزینههای حملونقل، میزان آزادسازی تجاری و حتی تعریف تعرفهها و سهمیهها با استانداردهای امروز تفاوت جدی داشت.
سطح ادغام در اقتصاد جهانی، دسترسی به سرمایه خارجی و ساختار نهادهای تصمیمگیر نیز قابل قیاس مستقیم با وضعیت کنونی نیست.
بنابراین، یک مقایسه علمی نیازمند استفاده از روشهای همسانسازی مدرن (مانند PPP adjustments، ساخت شاخصهای تطبیقی نهادی و مدلهای counterfactual growth) است، نه صرفا تبدیل اعداد به ارزش طلا یا دلار ثابت.
از این منظر، اگر فرض کنیم شوک ساختاری سال ۱۳۵۷ رخ نمیداد، بر اساس روندهای رشد، سرمایهگذاری، جمعیت و ادغام جهانی آن دوره، میتوان استدلال کرد که اقتصاد ایران بالقوه میتوانست در جایگاه ده اقتصاد برتر دنیا قرار گیرد.بالاتر از کره جنوبی امروز و حتی بسیار اقتصاد های قدرتمند اروپا.
مطالعات علمی مشخصی در این خصوص انجام شده که از جمله می توان به
Revolutions as structural breaks: the long‑term economic
and institutional consequences of the 1979 Iranian
Revolution-2025
اشاره کرد.
@HosseinGaeeni