وقتی خاطر یکی را می‌خواهی.. آن وقتی که نمی‌بینیش توی دلت پنداری یخ می‌بنده.
وقتی می‌بینیش یک هُرمی توی این دلت بلند می‌شه، پنداری تنور نانوایی را روشن کردند … همه چیز دنیا را، همه مال و منال دنیا را برای اون می‌خواهی، پنداری حاتم طایی شدی


اوقات بخیر رفقای داستان شبی

از هفته‌ی بعد داستان شگفت‌انگیز «ایرج_پزشک_زاد» با نامِ آشنای «#دایی_جان_ناپلئون» را خواهیم شنید.

داستانی که انگار بخشی از فرهنگ ایرانی شده.

اما یک آشنای ِ دیگر هم داریم!
بنظرتان اگر قرار است آنقدر ایرانی باشیم با صدا و لحنِ کدام خوانشگر محترم در داستان شب به سراغ میهمانی این رمان خواهیم رفت؟!
…


#داستان_شب
@dastaneshab

Comments

Be the first to add a comment