📜خلاصه داستان "کلاهبرداری از نابینا" برای نابینایان؛

🔻مرد جوان نابینایی با عصای سفید وارد فروشگاه لباس می‌شود.فروشنده با ورود او مخالفت می‌کند و بعد از آوردن چند بهانه می‌گوید به دلیل خط انداختن عصای نابینا بر روی کف فروشگاه اجازه ورود به فرد را نمی‌دهد. نابینا به ناچار می‌پذیرد که بدون عصا وارد فروشگاه شود.عصا را به فروشنده می‌دهد.فروشنده نابینا را به دستیار فروش معرفی می‌کند و در گوش دستیار می‌گوید کمی در فروشگاه بگردان و طوری که کسی متوجه نشود بیرونش کند.

🔻دستیار جوابهای سربالا به نابینا می‌دهد و نابینا متوجه می‌شود و می‌گوید فرقی با سایر مشترهای فروشگاه ندارد.وقتی دستیار می‌گوید مستمری نابینا برای خرید از فروشگاه کافی نیست،نابینا می‌گوید شغلی دارد،روزنامه‌نگار است و پولهایش را نشان می‌دهد.

🔻فروشنده اصلی که از دور پول‌ها را می‌بیند به دستیار می‌گوید که می‌توانند پولهای نابینا را با فریب تصاحب کنند و سپس با احترام لباس‌ها را به او نشان می‌دهد و اجازه لمس آنها را به نابینا می‌دهد.لباس قرمز نامناسبی را به جای لباس بژ و قیمت پنجاه دلار لباس را به نابینا ۲۵۰۰ دلار قیمت می‌دهد.سپس شلوار و کفش و کلاهی را نیز با کمک دستیار به اون می‌پوشانند.نابینا می‌خواهد که عکسی برای همسرش بفرستند،فروشنده قبول می‌کند و بعد از عکس انداختن نابینا می‌گوید که این کار برای امتحان بوده و همسری ندارد.اواخر فیلم مدیر فروشگاه از راه می‌رسد و متوجه نابینا بودن مشتری می‌شود.از لباس‌های مشتری تعریف می‌کند.فروشنده را کناری کشیده و می‌پرسد فریبش داده‌اند،فروشنده می‌گوید بله و مدیر پنجاه درصد طلب می‌کند،فروشنده ناچارا قبول می‌کند.موقع تعریف مدیر از لباس‌های مشتری نابینا،ناگهان نابینا عینک دودی خودش را برمی‌دارد و می‌گوید هفته پیش پدر نابینایش با چه لباس‌های نامناسبی که آنها به او فروخته‌اند به مراسم سالگرد ازدواجش رفته و عکسش را نشان می‌دهد. مشتری می‌گوید در تمام مجلات و وب‌سایتها گزارش کلاهبرداری آنان را منتشر خواهد کرد و کارشان را از دست خواهند داد و دیگر کسی آنان را استخدام نخواهد کرد.

🔗لینک فیلم در آپارات
https://aparat.com/v/XF3rg

⚖@dscampaign | کمپین معلولان

Comments

Be the first to add a comment