✅ در مورد ارزش آماری زندگی
🖋 مهرزاد علیزاده
🔸 اواخر ماه می میلادی، وقتی خبر کشته شدن یک مرد سیاهپوست آمریکایی (یا به تعبیر دیگر یک آمریکایی آفریقاییتبار) در شهر مینیاپولیس ایالات متحده آمریکا در رسانههای مختلف دنیا خبرساز شد، من هم مثل خیلی از اطرافیانم در سایتها و خبرگزاریها چند روزی را پیگیر اتفاقاتی بودم که در فاصلهای بیشتر از 10 هزار کیلومتر آنطرفتر دنیا رخ داده بود. آن طور که در منابع آمده، پلیس سفیدپوستی، زانوی خود را برای 8 دقیقه و 46 ثانیه بر روی گردن سیاهپوستی گذاشته بود که چند دقیقه قبلتر به جرم استفاده از پول جعلی دستگیر شده بود و همین موضوع باعث مرگ جورج فلوید شد.
🔹 اعتراضهای گستردهای ابتدا در شهرهای آمریکا و پس از آن در شهرهای مختلف دنیا در واکنش به برخورد پلیس با جورج فلوید و دیگر آمریکاییهای آفریقاییتبار و بعد از آن نسبت به انواع تبعیضهای ساختاری دولتها در نقاط مختلف دنیا شکل گرفت. مجسمههای زیادی که نشانی از بردهداری یا تبعیض داشتند شکسته شدند، برخی از شرکتهای بزرگ دنیا، مانند تویتتر، در حمایت از این اعتراضات رنگ لوگوی خود را تغییر دادند و برخی سیاستمداران در تقلای تصویب قوانینی افتادند که جلوی این دسته تبعیضهای ساختاری را گرفته یا حداقل از تعداد آنها بکاهد. برای من که مدت کوتاهی است علاقهمند به خواندن و شنیدن نقدهای سرمایهداری شدهام، خیلی دور از ذهن نبود که سعی کنم ارتباطی بین این دو موضوع یعنی نژادپرستی (یا به صورت کلیتر تبعیضهای ساختاری) و سرمایهداری پیدا کنم، ولو در حد یک جستوجوی ساده در گوگل: racism + capitalism.
🔸 حالا که بیش از یک ماه از این اتفاق میگذرد، تب و تاب روزهای اول این رخداد خاموش شده و رسانهها هم بخش قابل توجهی از تمرکز خود را به سمت ویروس کرونا بازگرداندهاند، مواجهه اتفاقی با مفهومی در جریان خواندن مقالهای در حوزه تحصیلیام (مهندسی سیستمهای انرژی)، ذهنم را یک بار دیگر به سمت اواخر ماه می امسال برد. زمانی که میلیونها نفر در آمریکا و دیگر کشورهای جهان در بستر یک پاندمی که این روزها همهی مردم جهان را درگیر خود کرده است، به اعتراض خیابانی علیه تبعیضهای ساختاریای پرداختند که احتمالا همهی ما به شکلی درگیر آن هستیم. مفهوم Value of Statistical Life (VSL) یا آنطور که به فارسی ترجمه شده «ارزش آماری زندگی»، یک شاخص اقتصادی است که سود حاصل از جلوگیری از مرگ یک انسان را به صورت کمی در میآورد.
🔹 این مفهوم اولین بار در مقالهای از یک اقتصاددان آمریکایی به نام Thomas Schelling در سال 1968 به ادبیات آکادمیک دنیا معرفی شد. هر چند نویسنده مقاله اصلی (آقای Thomas Schelling) و نویسندگان مقاله مورد مطالعه من بر این موضوع تاکیید داشتند که این پارامتر نشان دهندهی "ارزش جان انسانها" نیست، اما مواجهه من با این مفهوم جایی شوکه برانگیزتر شد که متوجه تاثیر اساسی ملیت افراد در محاسبه این کمیت شدم. برای مثال، آنطور که در مقاله مورد مطالعه با استناد به نتایج مطالعات قبلی (دیگر محققان) در این زمینه آورده شده است، مقدار این کمیت (یعنی VSL) برای یک فرد آمریکایی در سال 2018 با در نظرگیری نرخ تورم و یک حقوق متوسط برابر 11.53 میلیون دلار آمریکا است. در حالیکه برای یک فرد چینی در همین سال، این مقدار چیزی برابر 1.12 میلیون دلار آمریکا است. تفاوتی بیش از 10 برابر.
🔸 گذشته از هدف اصلی آقای Thomas Schelling از ارائه چنین مفهومی، برای من که تا سالها عرصه علم را بستری خیرخواه برای تمام انسانها تصور میکردم، مواجهه با این موضوع و خیالپردازی در مورد اینکه اگر در شرایط کمبود منابع چه در پاندمی حاضر، چه در دیگر اتفاقات جاری و آتی دنیا، قرار باشد به من به شکل یک "عدد" نگاه شود (آن هم در شرایطی که احتمالا VSL متوسط یک ایرانی و آنطور که در منابع قدیمیتر دیدهام، چیزی خیلی کمتر از 1 میلیون دلار است) رویاروییای بسیار وحشتناک بوده است. حالا چند ساعتی است که حس میکنم کسی زانویش رو روی گردنم فشار میدهد.
———————————
🆔:
@philsharif