من پیک موتورای‌ام،
موتور برای من وسیله‌ی تفریح نیست، نان شب خانواده‌ام است

هر روز از صبح تا شب توی خیابان کار می‌کنم تا چند سفارش بیشتر بگیرم و خرج خانه را دربیاورم. اما این روزها هزینه‌های موتور آن‌قدر بالا رفته که انگار باید برای نفس‌کشیدنش هم پول داد.

قیمت موتور سر به فلک کشیده، قطعات کمیاب شده و هزینه‌ی تعمیرات هر روز بیشتر می‌شود.  این برای ما یعنی سخت‌ترشدن نان درآوردن. یعنی کار هست، اما ابزار کار از دسترس خارج شده است.

به تمام این مصائب «زن» بودن را هم اضافه کنید. هنوز هم موتورسواری زنان در ایران به دلیل صادر نشدن گواهینامه رسمی برای آنان، جرم محسوب می‌شود!

زنان هم مانند مردان باید از ده ها سد آشفتگی بازار، گرانی و تورم، برای نان در آوردن بگذرند، با این تفاوت که در بسیاری از مشاغل زنان علاوه بر این ها برای کسب درآمد، نه تنها همچنان باید از سَدِ تابوهای اجتماعی و مزاحمت های نرینه سالاران، عبور کنند؛ بلکه باید همواره با قوانین زن‌ستیزانۀ حکومتی که دست و پایشان را می بندد هم بجنگند!

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment