قاب عکس رنگ و رو رفته قرمز رنگی را از کومه تاریک بیرون میآورد و صدایم میکند: «این عکس دخترم «کافی» است» بوسهای به قاب سرد میزند و به تنش میچسباند. ناله باد میپیچید در دل کوه کافی ۱۲ سال پیش بعد از کتکهایی که از پدر و برادر شوهرش خورد دست به خودسوزی زد و بعد از ۲۰ روز در بیمارستان درگذشت.
دیشموک شهری است در استان کهگیلویه و بویراحمد و از توابع شهرستان دهدشت، واقع در غربیترین نقطه استان، یعنی درست چسبیده به خوزستان؛ جایی که سالهاست به خاطر فقر و محرومیت زبانزد است و حالا در کنار این محرومیت اتفاقی دردناک هم اگر نگوییم هر روزه اما هر ماه میافتد. آنطور که تحقیقات میدانی فعالان اجتماعی در دیشموک و روستاهای اطراف نشان میدهد در شش ماهه ابتدای سال ۹۸ بیش از ۱۱ مورد خودسوزی زنان اتفاق افتاده است.
«کوچک بودند که باهم عروسی کردند. از اول باهم نمیساختند. یک روز برادرهای ثریا راه همسرش را میگیرند و او را میزنند و وقتی شوهرش به خانه میآید به او میگوید یا همین الان با بچهها از خانه من میروی یا بچه کوچکت را میکشم. او هم ترسید و رفت توی اتاق و نفت روی خودش ریخت.»
عمه میگوید: «من آن روز اینجا بودم. دست برادرم را گرفتم که زنش را نزند و او فرار کرد توی اتاق... یادم هست فردایش که هنوز زنده بود میگفت نمیخواسته خودش را بکشد و فقط میخواسته شوهرش را بترساند.»
ثریا ۱۱ سالش بود که با همسر ۱۲ سالهاش ازدواج کرد. حالا یک سال بعد از مرگ ثریا از همسرش هم خبری نیست. او رفته و حتی خرجی و یارانه بچههایش را هم نمیدهد در جواب خواسته مادر برای دادن خرجی هم گفته همانطور که او را نمیخواستم بچه ها را هم نمیخواهم.
«انگار خودسوزی مد شده؛ متأسفانه جامعه به زن ها فشار میآورد. اینجا هنوز هم مردسالاری است و در ذهن مردان چیزی جز کتکزدن زنان نیست. مردم این منطقه مخصوصاً زنان نهایت تا ابتدایی تحصیلات دارند و همین ثریا هم بیسواد بود. اینجا خیلی از زنان کتک میخورند و وقتی به خانه پدر میروند دوباره مجبورند با وساطت برگردند سر زندگی.»
گل بانو از روزی میگوید که دختر۲۰ سالهاش در نخستین روز اسفند ۱۳۸۹ دل به شعلهها زد و رفت. گل بانو ۲۰ روز در بیمارستان اهواز بالای سرش بود و ذره ذره درد کشیدن دخترش را نظاره کرد: «کافی میگفت آن روز پدر و برادرشوهرش موهایش را گرفتند و او را زدند و بعد کافی در خانه خودش که چند کیلومتر آن طرفتر بود خودش را سوزاند.»
.
با کودک که از اطراف رودخانه بزها را بالا میآورد حرف میزنم؛ او که نه فامیلیاش را میداند و نه میداند که ۱۰ سال سن دارد میگوید: «روزها چوپانی میکنم و هیزم میآورم و رخت و ظرف میشورم.» میپرسم دوست داری مدرسه بروی؟ میگوید: «بله. اما خواندن و نوشتن نمیدانم و تا حالا مدرسه نرفتهام.»
خودسوزی در
دیشموک به محل و روستایی خاص محدود نمیشود. همین چند ماه پیش زیبا در «دلی» خودش را آتش زد و بههمراه نوزادی که قرار بود هفت روز دیگر به دنیا بیاد به دنیای دیگر رفت.
برگرفته از گزارشی در روزنامه ایران
#زنان
#حقوق_زنان
#خودسوزی
#ایران #دیشموک #کهگیلویه_بویراحمد #خودسوزی_زنان #فقر #محرومیت #خشونت_علیه_زنان #خشونت_خانگی
@Tavaana_TavaanaTech
در چه فرهنگی مرد میتواند زن را کتک بزند؟! در چه فرهنگی این مرد است که طلاق میدهد و زن ارزشش از بیضه چپ هم کمتر است؟! در چه فرهنگی آن (نا)مرد تهدید میکند «.... از خانه من میروی یا بچه کوچکت را میکشم ...» مگر غیر از اینست که در اسلام فرزندان (تا قبل از ۱۸ سالگی) جزو اموال و دارایی پدر محسوب میشوند. در چه دین و فرهنگی پیامبرشان با دختر ۹ ساله ازدواج میکند؟! در چه فرهنگ و آیینی تفخیذ بچه شیرخواره بلااشکال است؟! در چه فرهنگی مرد میتواند چهار زن بگیرد ولی اگر زن همین کار را بکند سنگسار میشود. مگر غیر از اینست که ریشه این فرهنگِ مردسالار اسلام است!؟
معتقدم (در جامعه ایران) بخش کوچکی از این معظلات و فجایع بدلیل نبود قانون مناسب در حمایت از زنان است. "بخش کوچک" چون در زمان شاه قانون حمایت میکرد ولی این مشکلات وجود داشت. بخش بزرگتر فرهنگی است و این فرهنگ ریشه در اسلام دارد
!گیرم که عمامهها را به زیر کشیدید
!گیرم که قانون سکولار نوشتید
!با فرهنگ اسلامی چه میکنید؟
!گیرم که دین را از سیاست جدا کردید
!گیرم که طرحی نو درانداختید
!با روشنفکران دینی چه میکنید؟