▪︎در ابتدا تصور می‌شد که «اثر گوگل» ویژگی مثبتی است که بیانگر دانش فنی انسان‌ها در عصر مدرن محسوب می‌شود، اما شواهد نشان داد قابلیت‌های ذهنی ما در زمینه تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات در عصر مدرن هیچ رشدی نداشته است. علاوه بر آن، ما رفتارهای زیانباری را نیز در پیش گرفته‌ایم. برای مثال، همه اطلاعات مورد نیاز خود را از منابع اینترنتی جمع‌آوری می‌کنیم ولی عادت نداریم آنها را ارزیابی مجدد کنیم که این‌روند با توجه به نادرست بودن بخشی از اطلاعات موجود در منابع آنلاین، می‌تواند ریسک زیادی به همراه داشته باشد. مطالعاتی نیز انجام شده که نشان می‌دهند، وابستگی زیاد به دنیای دیجیتال پیامدهای منفی گوناگونی به همراه دارد، از جمله کاهش دامنه توجه، افزایش اضطراب، عملکرد ضعیف فعالیت‌های شناختی و کاهش مهارت‌های اجتماعی.
■اگرچه «اثر گوگل» در شکل دیجیتال خود، پدیده‌ای جدید محسوب می‌شود، اما گرایش ما برای فرار از به خاطر سپردن اطلاعاتی که قابلیت ذخیره‌سازی در منابع دیگر داشته باشد، امری جدید محسوب نمی‌شود. «اثر گوگل» در واقع نوعی حافظه تراکنشی یا حافظه گروهی است. ما از سال‌ها قبل در محیط‌های کاری یا فعالیت‌های گروهی، نوعی حافظه گروهی را شکل می‌دادیم به این صورت که اطلاعات به بخش‌های کوچک‌تری تقسیم و در حافظه افراد مختلف گروه به خاطر سپرده می‌شد و هر شخص فقط مسوول به یاد آوردن همان بخش از اطلاعات بود یا در شکل دیگری، افراد عادت داشتند اطلاعات خود را به حافظه‌های خارجی مانند یک دفتر یادداشت منتقل کنند. ولی اکنون در عصر تلفن همراه، مردم حتی از شماره پارکینگ خود عکس می‌گیرند تا جای پارک خودرو خود را فراموش نکنند.
 ▪︎الیور هارت، استاد عصب‌شناس در دانشگاه مک گیل مونترال، معتقد است: «وقتی کمتر از حافظه خود استفاده کنید، اوضاع آن رو به وخامت می‌گذارد و همین امر شما را وادار می‌کند که بیشتر به حافظه‌های خارجی وابسته شوید، از این‌رو گاهی هم باید بعضی کارهای روزانه را در مغز خود انجام دهید». برای مثال هارت هیچ اعتقادی به استفاده از جی‌پی‌اس در مسیریابی ندارد. او معتقد است «استفاده طولانی از جی پی اس می‌تواند باعث کاهش ماده خاکستری مغز در هیپوکامپوس شود که می‌تواند پیامدهای مختلفی مانند افزایش خطر ابتلا به افسردگی و سایر آسیب‌های روانی و زوال عقل را به همراه داشته باشد. برای استفاده از سیستم ناوبری مبتنی بر جی‌پی‌اس مغز نیازی به ایجاد یک نقشه ذهنی پیچیده ندارد، شما تحت کنترل سیستمی هستید که فقط با جهت‌دهی‌های ساده مواجهتان می‌کند، «به چپ بپیچید» یا «از دومین خروجی خارج شوید». این نوع تعامل هیپوکامپ مغز را زیاد درگیر نمی‌کند و مانند یافتن نقاط مختلف در نقشه نیاز به محاسبات پیچیده ندارد. نقشه‌خوانی کار پیچیده‌ای است و به همین دلیل ما ترجیح می‌دهیم آن را با ابزاری آسان‌تر جایگزین کنیم. اما کارهای سخت برای شما بسیار مفید است، زیرا فرآیند شناختی و ساختار مغز را درگیر کرده و کل عملکردهای مغز را در بلندمدت بهبود می‌بخشد.
 ▪︎کاترین پرایس، نویسنده کتاب «چگونه از تلفن همراه خود جدا شویم»، معتقد است تکنولوژی و فضای مجازی، همان «توجه اندک دائمی» را نیز از ما سلب کرده و به یک ابزار حواس‌پرتی دائمی تبدیل شده است. حواس‌پرتی، یکی از موانع اصلی مغز برای انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه‌مدت به بلندمدت و عامل اصلی محدود کردن توانایی ما برای تفکر عمیق و تولید افکار خلاقانه است. متاسفانه امکان آن نیست که بتوانیم میزان خلاقیت قبل از دوران اینترنت و بعد از آن را اندازه‌گیری کنیم اما به اعتقاد پرایس وابستگی بیش از اندازه به گوشی‌های هوشمند و فضای مجازی می‌تواند توانایی ما برای انسانی خردمند بودن را کاهش دهد. بینش عمیق یعنی توانایی ذهن در ارتباط دادن دو چیز متفاوت. برای ایجاد بصیرت و خلاقیت، مغز نیاز به مواد خام دارد یعنی همان خاطرات و اطلاعات حافظه بلندمدت. بدون این مواد نمی‌توان از مغز انتظار بازدهی خلاقانه داشت. حافظه خوب خلاقیت را افزایش می‌دهد و برای داشتن حافظه خوب باید از عوامل حواس‌پرتی تا حد ممکن دوری کرد.
▪︎لری روسن، روانشناس و نویسنده کتاب «ذهن پریشان: مغزهای باستانی در نیای فناوری پیشرفته» می‌گوید: «حواس‌پرتی‌های دائمی کار ذهن را برای کدگذاری اطلاعات بسیار سخت کرده است.»
«اثر گوگل» باعث شده است ما به دنیای آنلاین به چشم یک بانک اطلاعاتی نگاه کنیم و باور داشته باشیم این بانک همیشه و در همه جا در دسترس ما قرار دارد ولی کلاً فراموش کرده‌ایم که باید بین حافظه تراکنشی خارجی و حافظه قابل دسترس داخلی‌مان تعادلی منطقی برقرار باشد.

Comments

Be the first to add a comment