🖋 پاستور چگونه توانست علت اصلی انقلابی در پزشکی و سلامت عمومی به شمار آید، در حالی که وی به منزلۀ عاملی منفرد تقریباً نمیتوانست هیچ کاری را به تنهایی انجام دهد؟ آزمایشگاه احتمالاً مهمترین نقطه برای شروع است. ...
پاستور قوای آزمایشگاه را به کار گرفت تا میکروبها را به کارهایی وادارد که خود میخواست. در حالی که میکروبها در طبیعت پنهاناند، میتوان آنها را در آزمایشگاه مجزا کرد و کشت داد. این کار به پاستور و دستیارانش امکان داد که با میکروبها به صورت کلونیهایی مشاهدهپذیر رفتار کنند. پاستور میتوانست این کلونیها را بیازماید و آنها را در معرض آزمونهای قدرت قرار دهد تا ویژگیهایشان مشخص شوند. پاستور به خصوص به انواع ضعیفی از میکروبها که بتوانند به عنوان واکسن عمل کنند، علاقه داشت.
پاستور میکروب را درون آزمایشگاه و فارغ از مجموعههای پیچیدۀ نشانههای بیماریها و محیطهایی که موجب بیماری میشوند، تعریف کرد، دستکاریها و مستندات وی حد و مرزها و ویژگیهای میکروبها را معین کردند.
🖋 سپس، او توانست برای جامعۀ وسیعتری از دانشمندان و پزشکان استدلال کند که میکروبهای او مسئول بیماریها هستند. این کار از طریق نمایشهای عمومیای که در آنها آزمایشهای آزمایشگاهی تکرار میشدند، انجام گرفت. یکی از این نمایشها، واکسیناسیون موفق گوسفندها علیه سیاهزخم بود که طی آن، محیطی عمومی به آزمایشگاه تبدیل شد و از عموم مردم برای مشاهدۀ نتایج آزمایشهایی که از قبل انجام شده بودند، دعوت شد. نمایشهای عمومی به متقاعد شدن مردم در مورد دو نکتۀ مهم کمک کرد: اینکه میکروبها در دستیابی مردم به اهدافشان تأثیر دارند، حال این هدف سلامت باشد یا قدرت ارتش یا نظم اجتماعی، و دیگر اینکه پاستور بر این میکروبها مسلط است.
میکروبها صرفاً هویتهایی نبودند که پاستور روی آنها مطالعه میکرد، بلکه عاملانی بودند که پاستور با آنها یک ائتلاف را تشکیل داده بود. ائتلافی که نهایتاً بسیار موفقیتآمیز بود، جذابیت بسیاری را به روش تحقیقاتی پاستور بخشید، معیارهای سلامت عمومی را بازتعریف کرد، و اعتبار و قدرت را برای پاستور به ارمغان آورد. میتوانیم کار پاستور را به صورت معرفی کردن عنصر جدیدی به جامعه تلقی کنیم، که افراد برای آنکه به اهدافشان برسند، باید آن را در محاسباتشان در نظر بگیرند.
📚 از کتاب «مقدمهای بر مطالعات علم و تکنولوژی»، نوشتۀ سرجیو سیسموندو
📚@philosophycafe