⭕️ چرا خواندن «جنگ و صلح» بعد از ۱۵۰ سال هنوز به زحمتش می‌ارزد؟

📌 خواننده از ویژگی‌های مدرن این کتاب شگفت‌زده خواهند شد: جریان سیال ذهن، زاویه دید سینمایی و تغییر دیدگاه‌های راوی

♦️کتاب‌های حجیم و سرگیجه‌آور بسیاری در جهان وجود دارد که خواندنشان اراده‌‌ راسخی را طلب می‌کند. در این میان رمان‌های قطور روسی زبانزد همگانند. شاید به جرات بتوان گفت که سرآمد این رمان‌ها، کتاب «جنگ و صلح» نوشته‌ لئو تولستوی، نویسنده‌ نامدار روسی، است که طرفداران سینه‌چاک خودش را دارد. این کتاب نخستین بار به طور سریالی در یکی از روزنامه‌های روسیه به نام پیام‌آور بین سال‌های ۱۸۶۵ تا ۱۸۶۷ منتشر شد و انتشار کامل آن به‌ عنوان یک کتاب در سال ۱۸۶۹ اتفاق افتاد. جنگ و صلح رمانی چهار جلدی است که به ماجرای مقاومت روسیه مقابل ارتش ناپلئون و شرح ماجرای چند خانواده روسی با تمام رنج‌ها، عشق‌ها و شادی‌هایشان می‌پردازد.

برای بسیاری از کتاب‌خوان‌ها خواندن جنگ و صلح کار شاق و دلهره‌آوری به نظر می‌رسد. خصوصا اینکه به طور میانگین دست‌کم حدود یک ماه زمان می‌برد و پایداری در خواندن سریالی یک رمان در مدت طولانی کاری نیست که از عهده و ذائقه‌ هر کسی برآید. با این وجود کسانی که موفق به خواندن کامل آن شده‌اند، اعتقاد دارند که خواندن جنگ و صلح ارزش وقت گذاشتن را دارد. یکی از این افراد ویلیام نیکل (William Nickell) استادیار ادبیات روسی در دانشگاه شیکاگوست که مصرانه در پی آن است تا خوانندگان بیشتری را به دوست‌داران تولستوی تبدیل کند. وب‌سایت مجله‌ تابلو (Tableau) مربوط به بخش علوم انسانی دانشگاه شیکاگو، در سال ۲۰۱۳ دلایل ویلیام نیکل برای خواندنی بودن جنگ و صلح را منتشر کرده است:

چون جنگ و صلح یک «رمان کلاسیک» نیست و خلاف بسیاری از آثاری است که اغلب در این مقوله جای می‌گیرند، این کتاب به سختی تابع ادبیات متعارف سنتی است و حتی دسته‌بندی کردن آن نیز کار راحتی نیست. خود تولستوی توضیح داده است که «این یک رمان نیست، چه رسد به اینکه شعر حماسی باشد یا یک وقایع‌نگاری تاریخی. جنگ و صلح چیزی است که نویسنده ‌می‌خواست و قادر بود به شکلی که بیان شده است، آن را بیان کند». خوانندگان از ویژگی‌های مدرن این کتاب شگفت‌زده خواهند شد: جریان سیال ذهن، زاویه دید سینمایی و تغییر دیدگاه‌های راوی. آیزاک بابل، نویسنده بزرگ قرن بیستم روس گفته است زمانی که تولستوی را خوانده بود، حس می‌کرد در حال نوشتن جهان (معاصر) خویش است.

چونهزینه‌های انسانی جنگ را به یاد ما می‌آورد. در طول جنگ‌های ناپلئونی که نیمی از فصل‌های رمان را شامل می‌شود، حدود ۶۰۰ هزار مرد وارد روسیه شدند و روس‌ها نیز با نیرویی افزون بر ۴۰۰ هزار نفر با آن‌ها مقابله کردند. در نبرد بورودینو، هر یک از طرفین ارتش با نیرویی افزون بر ۱۰۰ هزار نفر با یکدیگر روبه‌رو شدند که در نتیجه‌ی آن ۷۰ هزار نفر تلفات بر جای گذاشت. این بزرگ‌ترین نبرد از جنگ‌های ناپلئونی و خونین‌ترین آن در طول قرن نوزدهم بود. سرانجام ناپلئون پس از یک راهپیمایی طولانی در سراسر زمستان روسیه با ارتشی حدود ۱۰ تا ۷۰ هزار نفر به فرانسه بازگشت.

ادامه مطلب...

Comments

Be the first to add a comment