در شولای مه، پنهان به خانه می‌رسم
" گل‌کو" نمی‌داند
مرا ناگاه در درگاه می‌بیند
به چشمش قطره اشکی، بر لبش لبخند،
خواهد گفت
"- بیابان را سراسر مه گرفته است ..."
با خود فکر می‌کردم اگر مه هم‌چنان تا صبح می‌پایید،
مردان جسور از خفیه‌گاه خود
به دیدار عزیزان باز می‌گشتند ...

#احمدشاملو

@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment