پاسخ خامنهای ضحاک به درخواست یک گماشته - دانشجو برای تسلیح ایران به سلاح هستهای: ایران به هر آنچه باید برای مقابله با دشمن لازم باشد مجهز میشود. سیدکمال خرازی رئیس شورای راهبردی روابط خارجی خامنهای ضحاک و وزیر خارجه ایران در سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ در مصاحبهای با شبکه لبنانی المیادین انجام داد که چند محور کلیدی در آن وجود دارد.
خبرنگار میپرسد: شما اولین کسی بودید که گفتید اگر جمهوری اسلامی ایران تهدید شود یا مورد حمله قرار گیرد، ممکن است دکترین هستهای خود را تغییر دهد. منظور شما از تغییر دکترین هستهای چیست؟
خرازی: «آن موضع همچنان پابرجاست که اگر جمهوری اسلامی ایران تهدید موجودیتی شود، ما به ناچار سیاست دکترین نظامی خود را تغییر خواهیم داد. ما الان توانایی لازم را برای تولید سلاح داریم و تنها مانع آن فتوای رهبری است که تولید سلاح هستهای را ممنوع کرده اند. از جهت پرتابهها و موشکها هم همه به قدرت موشکی ما اذعان دارند. در عملیات وعده صادق هم این توانایی را کاملا اثبات کردیم. در مورد مسئله برد موشکها تا به حال حساسیت غربیها، به خصوص اروپاییها را لحاظ میکردیم، ولی وقتی آنها حساسیتهای ما را به خصوص در موضوع تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران لحاظ نمیکنند، دلیلی ندارد که ما هم حساسیتهای آنان را در نظر بگیریم؛ لذا احتمال اینکه برد موشکهای ایران افزایش یابد، وجود دارد.»
ب- شاه
شاه خواهان حقوق کامل ايران تحت ان پی تی بود. پيمانی که اجازه می داد کشورها در برابر خودداری از ساخت بمب اتمی، از فعاليت غير نظامی اتمی استفاده کنند. شاه خواهان اين بود که نه تنها ايران چرخه کامل سوخت داشته باشد، که چرخه پلوتونيوم هم داشته باشد که نسبت به اورانيوم، سريع تر می توان با آن بمب اتمی توليد کرد.
مصاحبه شاه با روزنامه لوموند پس از امضای قرارداد همکاری ايران و فرانسه برای غنی سازی اورانيوم در فوريه ۱۹۷۴ است و وقتی که گفت: «خيلی زودتر از آن که فکر می کنيد ايران بمب اتمی را در اختيار خواهد داشت.» اين نظر غافلگيرانه از سوی شاه، به شکلی واکنش به نخستين آزمايش بمب اتمی در هند در سال ۱۹۷۴ بود.» زمانی که شاه به حساسيت حرفی که زده بود پی برد، به سفارت ايران در فرانسه دستور داد بيانيه ای صادر کرده و تمامی تمايل ايران به دستيابی به بمب اتمی را بدون پايه و اساس اعلام کند. سفارت آمريکا در آن زمان در تهران به واشينگتن اطمينان داد که هنوز شاه تصميمی برای ترک ان پی تی و ساخت بمب اتمی نگرفته است.
اما در همان زمان که ایران تلاش می کرد به واشينگتن اطمينان دهد نقشه ای ندارد، شاه تاکيد کرده بود «اگر کشور ديگری در منطقه به بمب اتمی دست يابد، آن زمان ديگر ما هم همان مسير را خواهيم رفت.» طبق اسناد و دست نوشته های اسدالله علم، سفير شاه در آمريکا، شاه در تمامی دهه ۱۹۷۰ تا زمان مرگ، به فکر دستيابی به بمب اتمی بود.
در آن زمان ايران قرارداد ساخت چهار نيروگاه اتمی را با فرانسه و آلمان امضا کرده بود. شاه هم اين طور نشان داده بود که قرارداد هشت نيروگاه اتمی را هم می خواهد با آمريکا امضا کند. وزارت خارجه آمريکا نه تنها از اين قراردادها استقبال کرد که از شاه خواست مبلغ ۳۰۰ ميليون دلار در صنايع غنی سازی اورانيوم شرکت «بک تل» در آمريکا سرمايه گذاری کند. آمريکا نگران بخش صنايع پلوتونيوم ايران بود و در حالی که تمامی تضمين ها داده شده بود، شاه پيشنهاد آمريکا را که به عنوان تنها منبع تهيه اورانيوم غنی شده برای ايران معرفی شده بود، رد کرد و تلویحا گفته بود حاضر به همکاری های اتمی با هند است که باعث شد آمريکا در موضع خود تجديد نظر کند.
مذاکرات با آمریکا به درازا کشيد و حتی به بن بست خورد. شاه خواهان لغو هرگونه وتوی آمريکا در کل اين همکاری بود و حتی وزارت دفاع آمريکا پيشنهاد کرد که دولت آمريکا اين قدر به شاه سخت نگيرد و درخواست های او را قبول کند. پنتاگون به کاخ سفيد نوشت که تنش در اين حوزه، ممکن است به ديگر ابعاد روابط ايران و آمريکا لطمه بزند.
جرالد فورد و پس از او جيمی کارتر، حاضر شدند به شرط های شاه برسند و ضمن حفظ شرايط امنيتی و کنترلی برای جلوگيری از هرگونه توليد بمب، با ايران همکاری اتمی داشته باشند. بالاخره در سال ۱۹۷۸ کارتر موافقت نامه را صادر کرد تا شرکت های اتمی آمريکا با ايران به ويژه در حوزه توليد پلوتونيوم همکاری کنند. اما پس از چند ماه از امضای اين توافقنامه کاملا مشکوک، شاه درگير مسائل انقلاب شد و ديگر نتوانست روی مذاکرات اتمی تمرکز کند. سرطان شاه و داروهايی که قدرت تمرکز و تصميم گيری را از او می گرفتند هم شدت گرفتند.