از افغانستان خبر میرسد که طالبان راهها را بر پنجشیر (این آخرین سنگر مبارزه با زور و تزویر) بسته، و برق و تلفن و اینترنت و دارو را از دسترس مردمِ ساکن در آن درّۀ زیبا خارج کرده است. با این حال مبارزۀ جانانۀ پنجشیریها درس خوبی به این سازمان تروریستی چندملّیتی داده است تا جایی که کثیری از ایشان اسیر شده و بسیاری پا به فرار گذاشتهاند. اما شایسته است چند سطر زیر را که از سطرهای شیرین تاریخ ایران، و مربوط به رخدادهای عهد مشروطه است تقدیم کنیم اولاً به مبارزان سلحشور افغانی و ثانیاً به انگشتشمار کسانی که در ایران خاموش ننشستند و در این روزگار آخرالزمانی برای آگاهی مردم از کم و کیف ماجرا صادقانه قلم زدند و سخن گفتند. در یکی دو هفتۀ گذشته فشار افکار عمومی ملت بیداردل ایران چنان بود که بالاخره (ظاهراً و موقتاً) زعما و رؤسا را وادار به کاستن از غلظت پروژۀ تطهیر طالبان کرد و بر زبانشان جاری ساخت که حمایت ایران تنها شامل دولتی برخاسته از رأی مردم آن سرزمین میشود و بس. به امید آنکه در آیندۀ نزدیک شاهد آرامشی پایدار در کشور همسایه و همزبانمان افغانستان عزیز و مظلوم باشیم که اینک مردمانش به یمن توافق و تبانی قدرتهای منفعتطلب منطقه و جهان بر سر اجرای سناریویی منافقانه و بیرحمانه، به تماشای ذبح جمهوریت نداشتۀشان نشستهاند.
🔸باری، این چند سطر را فراموش نکنیم:
"از ايران آذربايجان ماند، از آذربايجان تبريز، از تبريز كوی اميرخيز، از كوی اميرخيز يك كوچه باقی ماند كه در آن ستّارخان مقاومت میكرد. اما بعد، آن كوچه به كوی و آن كوی به شهر و شهر به ولايت و ولايت به كشور بدل شد."